شرح دعاي صباح - رضي الدين محمّد شوشتري - الصفحة ١٣٠
روشنى صبح معرفت و هدايت رسيدند . و چون ماه نيز غروب كرد ، ستاره برآورد ، و از عقب او نيز ستاره ، و از عقب او نيز ستاره ، و همچنين ، و قرآن مجيد كه نور ممتدّ است ، همچنان سوره از پس سوره و آيه از عقبِ آيه فرستاد ، پس كى روا دارد كه آسمانِ دين را هرگز از راهنمايى و نور و ضيايى خالى دارد و مردمان را راهنمايى نباشد كه به ميامن لوامع هدايت ايشان از صحراى وسيع الفضاى ضلالت ، رهايى يابند و به طريق مستقيم و صراط قويم معرفت و هدايت رسند . از اين است كه آفتاب نور محمدى را كه به محلّ غروب رسانيد ، نور اميرالمؤمنين على عليه السلام را طلوع فرمود ، و همچنين ، ماه نور او / ٨٤ / كه به محلّ غروب رسيد ، ستارگان درخشان اولاد طيّبين طاهرين معصومين او را از عقبِ يكديگر طلوع فرمود ، و يكى كه به محلّ غروب رسيد ، ديگرى طلوع فرمود . همچنان كه فلك دنيا را از آفتاب و ماه و ستارگان خالى نگذاشت ، فلك دين را نيز خالى نگردانيد ، و هرگاه كه يكى فرو شد ، ديگرى برآورد تا به عدد بروج آسمان بروج فلك دين و نجوم آسمان معرفت و يقين پديد آيد ، آن گاه كه نوبت به آخر رسد ، شب غيبت دراز شود و ظلمت ضلالت ، مستولى گردد و تاريكى ضلالت و جهالت عالمگير شود ، متوقّعان راحت و منتظران فَرَج دربند انتظار دراز مانند ، انجام كار هم بر وفق آغاز شود ، كما قال صلى الله عليه و آله : « اَلإسْلامُ بَدَأ غَريباً وَسَيَعُودُ [ غريبا ] كَما بَدَأ فَطُوبى لِلغُرَباءِ » . [١] و از غروب ستاره غَرّا كه در اسلام پديد آمد ، اگر چه [ به ] درازا كشيد ، امّا نوميد نبايد بود كه هر شبى را روزى و هر ظلمتى را ضيا و نورى در عقب است و هر غَسَقى را فَلَقى در پى است ، و هر رنجى را راحتى بر اثر است ، كما قال صلى الله عليه و آله : « إنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ وَإنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرَاً » . [٢] وقتى كه ظلمت به غايت رسد ، رايت ضيا پديد آيد ، و چون
[١] نيل الأوطار ، ج ٩ ، ص ٢٢٩ ؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ١ ، ص ٢١٨ ؛ كمال الدين ، ص ٦٦ ؛ الغيبة ، نعمانى ، ص ٣٢٢ ؛ مكارم الأخلاق ، ص ٤٤٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٨ ، ص ١٢ و . . .[٢] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٤١٣ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٥ ، ص ٢٦٣ ؛ الفرج بعد الشدة ، ج ١ ، ص ٢٧ ؛ أمالي الطوسي ، ص ٦٧٥ ؛ ذخائر العقبى ، ص ٢٣٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦٧ ، ص ١٨٣ .