شرح دعاي صباح - رضي الدين محمّد شوشتري - الصفحة ١٢٩
مى گردانند و نفع خود را از هيچ كس ، منع نمى نمايند ، و هر نزديك و دور ، از ايشان بهره يابند و از فيض نور خود ، هيچ كس را محروم نمى گردانند . پس هر گاه كسى خود را از فيض آفتاب منتفع نگردانَد ، او خود را محروم كرده و او را بر آفتاب ، حجّتى نيست ؛ بلكه آفتاب را بر او حجّت است . پس در صورتى كه آفتاب و ستاره بينى و به او اهتدا نكنى ، او را چه زيان ؟ ! و اگر ائمه را يابى و به ايشان اقتدا نكنى ، ايشان را چه نقصان ؟ ! در هر دو حال ، زيان تو راست و جزاى كردار بر توست . پس هيچ چيز را خداى جلّ و علا ، مجمل و مهمل نگذاشته . كسى كه به آنها مهتدى نشود ، تاوان بر اوست . عالَم در ابتدا هيچ نبود و تاريك بود ؛ حق ـ جلّ و علا ـ از جِرم آفتاب ، چراغ روشن برافروخت تا خلايق به منافع رسند . همچنين جهان را اوّل فطرت و مبدأ بعثت ، ظلمت [ ضلالت و جهالت ]فرو گرفته بود ، عالم ، تيره و تار گرديده بود و ضلالت داشت ، و فِرَق مشركين و طوايف عَبَده اوثان در جهالت تعبّد اصنام و پرستش عالم اجرام و آتش پرستى مشغول بودند ، روشنى آفتاب عالمتاب هدايت محمّدى و ماه / ٨٣ / جهانتاب ارشاد اميرالمؤمنين عليه السلام [ ايشان ] را از ظلمت آباد كفر و جهالت بيرون آورد و [ حق تعالى ]عالم را به ضيا و نور ايشان و يازده فرزند از نسل ايشان ، منوّر گردانيد . گمراهان راه يافتند و هر كسى راه و مقصد خود بديد و به غرض و مقصود خود رسيد . و همچنان كه آفتاب كه به مغرب رسيد ، به جاى او ماهى برآورد ، همچنان غروب ضياى نور محمدى كه شد ، مردمان از طلوع نور حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام منتفع مى بودند و به هدايت او مهتدى شدند ، كما قال صلى الله عليه و آله : أَنَا وَعليّ مِنْ نُورٍ واحِدٍ ، وَ أَنَا كالشّمسِ وَعَليٌ كَالقَمَرَ . [١] به روشنى هدايت آن ماهِ جهان افروز ، خلق از ظلمت گمراهى خلاص شدند ، و به نور معرفت الهى رسيدند و از شب تار تاريكِ جهالت به
[١] الأحكام ، يحيى بن الحسين ، ج ١ ، ص ٤١ ؛ علل الشرائع ، ج ١ ، ص ١٢٣ ؛ كمال الدين ، ص ٢٠٥ ؛ معاني الأخبار ، ص ٣٤ ؛ كفاية الأثر ، ص ٢٩ ؛ مناقب أميرالمؤمنين ، كوفى ، ج ٢ ، ص ١٤٢ ؛ شرح الأخبار ، قاضى نعمان ، ج ٢ ، ص ٥٠٢ و . .[٢] نظير اين روايت است آنچه در كتب ذيل وارد شده است : الخصال ، ص ٣١ ؛ أمالي الصدوق ، ص ٣٠٧ ؛ معاني الأخبار ، ص ٥٦ ؛ روضة الواعظين ، ص ١٢٩ ؛ شرح الأخبار ، قاضى نعمان ، ج ١ ، ص ٢٢٠ ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج ١ ، ص ٢٧ ؛ عوالي اللئالي ، ج ٤ ، ص ٨٦ و . . .[٣] نيل الأوطار ، ج ٩ ، ص ٢٢٩ ؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ١ ، ص ٢١٨ ؛ كمال الدين ، ص ٦٦ ؛ الغيبة ، نعمانى ، ص ٣٢٢ ؛ مكارم الأخلاق ، ص ٤٤٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٨ ، ص ١٢ و . . .[٤] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٤١٣ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٥ ، ص ٢٦٣ ؛ الفرج بعد الشدة ، ج ١ ، ص ٢٧ ؛ أمالي الطوسي ، ص ٦٧٥ ؛ ذخائر العقبى ، ص ٢٣٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦٧ ، ص ١٨٣ .[٥] كمال الدين ، ص ٢٥٨ ؛ شرح الأخبار ، قاضى نعمان ، ج ٣ ، ص ٣٩٧ ؛ الغيبة ، نعمانى ، ص ١٨٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٥٢ ، ص ٢٢٥ .[٦] داعى در اخذ اين معنى متفرّد است و ظاهراً معنى مراد چنانچه از آيات ظاهر مى شود ، اين باشد . « منه » .[٧] ب : فائض الجود .[٨] ب : آفريدگار .[٩] ونعم ما قال : { شد به دنيا رخش چراغ افروزشب ما گشت از التفاتش روز } { باز فردا چراغ افروزدكه از آن ، جُرم عاصيان سوزد }[١٠] سوره شمس ، آيه ١ ـ ٣ .[١١] ومؤيد اين معنى نيز مى تواند بود : « يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً * وَدَاعِياً إِلَى اللّه ِ بإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِيراً » يعنى : اى پيغمبر برگزيده ، ما فرستاديم تو را گواه بر تصديق و تكذيب امت و مژده دهنده به رحمت ، و بيم كننده از عقوبت ، و خواننده بندگان به پرستش ما به فرمان ما ، و چراغى روشن كه به واسطه ضوء نور تو كفر ظلمتْ محو شود و تاريكى ضلالت به نور هدايت تو مبدّل گردد . « منه » .[١٢] سوره شمس ، آيه ٥ .[١٣] سوره شمس ، آيه ٦ .[١٤] سوره انبياء ، آيه ٧١ و ٨١ .[١٥] سوره اعراف ، آيه ٥٨ .[١٦] سوره نحل ، آيه ١٦ .[١٧] الكافي ، ج١ ، ص٢٠٧ .