آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٦٢ - مفهوم توريه
سخني ميگويم که هفتاد احتمال معنايي دارد و هر کدام را خواستم منظور ميدارم. امامان اين شيوه را افزون بر توانايي خود، بر زمينههاي مناسب و بسترهاي آماده زباني بنا نهاده و قابليت ذاتي و اقتضايي زبان را چنين گوشزد کردهاند: «أَنتُم أَفقَهُ النّاسِ إذا عَرَفتُم مَعانيَ کَلِماتِنا، إنَّ الکَلِمَةَ لَتَنصُرِفُ عَلي وُجوهٍ، فَلَوشاءَ إنسانٌ لَصَرَفَ کَلامَهُ کَيفَ شاءَ وَ لا يکذِبُ»؛ شما فهيمترين مردمان هستيد هرگاه که معاني سخنان ما را بدانيد. سخن بر صورتهاي گوناگوني ميچرخد و اگر انساني بخواهد، سخنش را هرگونه بخواهد ميچرخاند بيآن که دروغ بگويد. امامان ياران و راويان خود را نيز به اين شيوه سفارش نمودند و رفتار و سخنان توريهآميز آنان را تأييد و تشويق کردند. [١] نمونه تاريخي مورد استناد امامان در اين باره، توريه ماهرانه حزقيل، مؤمن آل فرعون است. سخن چينان، يکتاپرستي حزقيل را به گوش فرعون رساندند و چون او و خبرچينان نزد فرعون گرد هم آمدند، فرعون پرسيد: خداي تو کيست؟ حزقيل به جاي پاسخگويي صريح و مستقيم گفت: از ايشان بپرس خداوند، روزي دهنده و دور کنندهي سختيهايشان کيست؟ فرعون پرسيد و هنگامي که آنها پاسخ دادند: فرعون خالق و رازق و سامان دهندة ما است، حزقيل گفت: خداي من، خداي ايشان و روزي رسان من، نيز روزي دهندة ايشان است. با دقت در سخنان حزقيل، ميفهميم که او نگفت: خداي من، همان خدايي است که اينها بر زبان ميآورند، بلکه خداي واقعي و حقيقي آنان را مقصود نمود و فرعون را قانع کرد. او بدون آن که شرک ورزد و يا دروغ بگويد، توريه کرد و خود را از چنگال فرعون رهانيد. ستمکاري که ساحران ايمان آورده را به دار آويخت و دست و پايشان را بريد. [٢]
[١] ر.ک: جامع احاديث الشيعة، طباطبايي بروجردي، ج ١٤، ص ٥٢٤، ح ٣٣١٤: درباره « عشره مبشره» و نيز تفسير منسوب به امام حسن عسکري، عليه السلام ص ٣٦٢، در باره [خيراناس بعد النّبي].[٢] ر.ک: جامع احاديث الشيعه، همان.