آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١١٨ - گستره نقل معنا
نابينا بود ـ ، کاتبي براي خود استخدام کرده، احاديث را در همان مجلس مينوشتند. چنانکه وقتي ابو بصير در مجلسي که کاتبش همراهش نبود، نام ياران مهدي عليه السلام را پرسيد، امام صادق عليه السلام به او فرمود: «همراهت که برايت مينوشت، کجا است؟» و چون ابو بصير گفت: «کاري برايش پيش آمده است، امام به يکي از افراد مجلس دستور داد که سخنانش را براي ابو بصير بنويسد. [١] افزون بر اينها، در بسياري از موارد، نقل معنا ميسّر نيست و يا کمتر به کار ميرود. در مکاتبات و رسالههاي نه چندان اندک ائمه، نقل معنا، توجيهي نداشته و يا زمينه آن، بسيار کم بوده است. بسياري از ادعيه و اذکار و مناجاتها، راز و نياز امامان با خداي سبحان بوده و از اين رو، کلمات آنها چنان دقيق و زيبا گزيده شدهاند که کمتر کسي توان انتقال همان معاني را در قالبي ديگر دارد. عالمان حديث نيز نقل معنا را در اين بخش از حديث، مجاز ندانستهاند؛ [٢] هرچند گاه اتفاق افتاده است. در احاديث کوتاه و نه چندان بلند نيز، انگيزه نقل لفظي بيشتر از نقل معنا است؛ زيرا به ياد سپاري و گزارش سخني شيوا، رسا و کوتاه، اگر با همان شکل و واژهها باشد، آسانتر از آن است که واژهها تغيير يابند و در قالبي نو ريخته شوند.
[١] دلائل الإمامة، محمد بن جرير الطبري (الشيعي)، ص ٥٥: «قال: قلت: جعلت فداك، أخبرني بعددهم وبلدانهم ومواضعهم، فذاك يقتضى من أسمائهم؟ قال: فقال عليه السلام: إذ كان يوم الجمعة بعد الصلاة فائتني. قال: فلما كان يوم الجمعة أتيته، فقال: يا أبا بصير، أتيتنا لما سألتنا عنه؟ قلت: نعم، جعلت فداك. قال عليه السلام: إنك لا تحفظ، فأين صاحبك الذي يكتب لك؟ قلت: أظن شغله شاغل وكرهت أن أتأخر عن وقت حاجتي، فقال عليه السلاملرجل في مجلسه: اكتب له».[٢] ر.ک: سخن شهيد ثاني: «الروايةُ المنقولةُ في المُصنَّفاتِ لا تُغَيرُ أصلاً وإنْ كان بِمعناه»؛ الرعاية في علم الدراية، ص ٣١٥ و سخن علامه مامقاني: «لا كلامَ ظاهراً في عدمِ جوازِ نقلِ الأحاديثِ الواردةِ في الأدعيةِ والأذكارِ والأورادِ بِالمَعنَى، ولا تَغييرِها بِزيادةٍ ولا نقصانٍ»؛ مقباس الهداية، ج ٣، ص ٢٥٠.