آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٩٦ - راهحل كلى
هرگاه بتواند و امکاني بيابد، به حجّ برود.
راه حلّ کلي
آسيب درج، سِقط و نيز اضطراب در متن، از طريق يافتن و شناسايي احاديث مشابه، و با ياري جستن از دانش نقد حديث و ديگر علوم مرتبط با موضوع حديث، مانند فقه و کلام، حل ميشوند. در آغاز مانند حلّ آسيب تقطيع، همه متون را از طريق کليدواژهها و نسخهبدلها، مييابيم و آنها را با يکديگر ميسنجيم. اگر از شباهت يک دسته از نسخهها و نقلهاي مشابه و تفاوت يکي دو متن ناهمگون، به درج و سقط در متن يا سند احاديث ناهمگون مطمئن نشديم، بايد از ديگر آگاهيهاي خود کمک بگيريم. در نمونه الغيبة نعماني، ديديم که علامه مجلسي از قرينههاي سياقي بهره برده و با توجه به بخش پاياني حديث، به تشخيص رسيده است. لازم نيست که اين قرينهها همراه متن باشند؛ بلکه ميتوان از قرينههاي خارجي و معيارهاي نقد و بررسي حديث نيز استفاده کرد؛ مانند آنچه در نمونه سقط ديديد. ممکن است کسي بحث درج و سقط را با مبحث زيادة و نقصان، پيوند بزند و بر اساس مبنايي که در آنجا برگزيده، در اين جا نيز بدون گردآوري همه اسناد و متون، يکي از دو گزارش را صحيح و ديگري را نادرست بخواند. چنين کسي اگر در آنجا پذيرفت که اصل در گزارش حديث، نيفزودن راوي و کاتب است مگر آن که خلافش اثبات شود، گزارش فاقد يک عبارت خاص را نيز ناقص، نادرست و دچار آسيب سقط ميبيند، ولي اگر پذيرفت که اصل در راويان و کاتبان، آوردن همه متن و سند بدون کم و کاست است مگر آن که خلافش اثبات شود، گزارشي را که عبارت بيشتري دارد، نادرست و دچار آسيب درج ميخواند. به باور ما، هيچ يک از دو اصل عدم زيادة و نقصان در حديث، بر ديگري ترجيحي ندارند و هيچ کدام چندان فراوانتر از ديگري نيست که کفه ترجيح را به يک سو بچرخاند. همانگونه که نبودن يک عبارت در حديث، اصلي هميشگي