آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٦١ - سخنان بزرگان
جالب توجه اينکه مدينه حصينه (شهري با برج و باروي محكم)خود، مفهومي ساده نيست و راويان از يکديگر و از امام در باره آن پرسيدهاند. روايت شعيب حدّاد اين معنا را نشان ميدهد. او همين حديث را براي عَمرو نقل ميکند و چون عمرو، معناي «مدينة حصينة» را از او ميپرسد، ميگويد: سألتُ أبا عبدِ الله عليه السلام عنها، فقال لي: «القلبُ المُجتَمَع». [١] از اين رو، نبايد با سطحي نگري، به تفسير حديث پرداخت و معنايي غير قابل قبول براي عقول امروز و انسان هاي ديرباور، ارائه کرد. احاديث اعتقادي نيز همه از اين قبيل اند؛ مانند احاديث: طينت، سعادت، جبر و اختيار، معراج، عرش، كرسي، لوح و قلم، محو و اثبات و… . بسياري از مناجاتها و ادعيه ائمه نيز در اين دسته جاي مي گيرند؛ زيرا از جنس سخن «ولي با مولا»يند و نه سخن «مولا با ولي». براي شرح دادن چنين احاديثي، بايد به قلّه فهم و دركي بالاتر و والاتر از فهم عادي صعود کرد و از اين نظر، گاه فهم آنها از فهم احاديث اخلاقي و فقهي ـ كه بيشتر آنها براي حلّ مسائل معمولي مردم صادر شده اند ـ ، سختتر است. از اين رو، فهم اين دسته از احاديث، نيازمند رياضتهاي عقلي و اخلاقي و كاوشهاي عميق و ظريف زباني و ادبي است.
سخنان بزرگان
علامه شعراني که در ادب و لغت و فلسفه و عرفان و حديث و قرآن، تدريس و تأليف داشته در تعليقه اش بر شرح ملاصالح مازندراني برکافي نوشته است: كان الناسُ قبلَ صدرِ المُتألّهين يَظُنُّونَ كلامَ الأئمةِ خِطابِيّاً مُناسِباً لأذهانِ العامّةِ إلّا قليلاً مِمّا تَعَرَّضَ لِشَرحِه أعاظمُ عُلمائِنا، فَلَمّا شَرَحَ صدرُ المتألهين أحاديثَ الأُصولِ ثَبَتَ أنَّ جميعَ ما ذَكَرُوه عليهم السلام برهانيةٌ مُبيِّنةٌ لِدقائقِ علمِ التوحيدِ. [٢] مردم تا پيش از ملا صدرا، مي پنداشتند كه جز اندكي از احاديث كه علماي بزرگ
[١] الخصال، ص ٢٠٨، ح ٢٧؛ ر.ک: الكافى، ج ١، ص ٤٠١.[٢] معاني الأخبار، ص ١٨٩.[٣] شرح أصول الكافى، ج ٣، ص ٢١٦.[٤] تعبيري از شيخ آقا بزرگ تهرانى؛ الذريعة، ج ٤، ص ١٤٤، ذيل «ترجمه نهج البلاغه».[٥] از پيام امام خمينى به كنگره هزاره نهج البلاغه، رجب ١٤٠١ ق.[٦] نگاهى به على عليه السلام، علامه محمد تقي جعفري، ص ٦٥.