آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٥٠ - مفهوم و زمينه
بر رسيم. چه بسا همان انديشه کهنِ مشهور، درست بوده و مخالفت با آن نادرست باشد؛ ما تنها ميگوييم که تأثير پيشدانستهها، يک جريان لزومي و کلّي و گريزناپذير نيست و کسي استقراي تامّي در اين زمينه نکرده است و اساساً کاويدن همه پيشدانستهها و بررسي تأثير آنها در آراي انديشمندان، ممکن نيست؛ هرچند نمونههاي بيشماري از هر دو سوي اين فرآيند، در دست است. توجه به هر دو سوي اين جريان، به ما کمک ميکند تا به افراط و تفريط کشانده نشويم و از مقابله با اين تأثير، دست نکشيم و بر طبل نوميدي نکوبيم و رهايي از آن را ناممکن نشمريم؛ بلکه با پذيرش احتمال تأثير پيشدانستهها و بهبود پژوهش در پرتو توان انسان، در پي راه حلهايي هرچند جزئي، براي رويارويي با آن باشيم و تا سر حدّ امکان، بکوشيم به فهمي پيراسته از پيشفرضها برسيم و يا دست کم، از اندازه دخالت آنها در نتيجهگيري خود، آگاه باشيم. توشى هيکو ايزوتسو، قرآنپژوه و اسلامشناس ژاپنى، مطلبى در باره فهم قرآن دارد كه در باره حديث نيز صادق است. او مى گويد: به منظور جدا كردن چارچوب تصوّرى اساسى قرآن به عنوان يک كل، نخستين كارِ لازم، آن است كه بكوشيم تا قرآن را بدون تصوّر قبلى و تعصّب بخوانيم. به عبارت ديگر، بايد بكوشيم تا قرآن را نه از طريق انديشه هايى كه به توسط متفكّران مسلمانِ دوره هاى پس از قرآن در تلاش ايشان جهت فهميدن و تفسير كردن اين كتاب و هر يک به شكلى خاص پيدا شده است، بخوانيم؛ بلكه بايد كوشش ما مصروف آن باشد كه ساخت مفاهيم كلمه اى قرآنى را به صورت اصلىِ آنها بفهميم؛ يعنى به همان صورت كه معاصران پيامبر و پيروان بلاواسطه او آن را مى فهميده اند. حقيقت، آن است كه به چنين كمال مطلوبى دسترسى نيست؛ ولى لااقل بايد سعى خود را مبذول داريم تا هر چه ممكن است، به اين كمال مطلوب، نزديک تر شويم. [١]
[١] خدا و انسان در قرآن، توشى هيكو ايزوتسو (م ١٩٩٣)، ترجمه احمد آرام.