آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٨١ - حسنان
ناگهان ديدم که مردم از هر سو، به من روى نهادند و چون يال كفتار، پس و پشتِ يکديگر ايستادند، چندان كه «حسنان» فشرده و دو پهلويم آزرده گشت، به گِرد من فراهم آمدند و چون گله گوسفند، سر به هم نهادند. [١] برخي مترجمان نهج البلاغه، مقصود از «حسنان» را امام حسن و امام حسين( دانسته اند كه بر پايه قاعده تغليب، [٢] «حَسَنان» خوانده مى شوند. امّا قطب راوندى ـ از نخستين شارحان نهج البلاغه ـ و در پىِ او، ابن ابى الحديد، آن را به معناى «دو انگشت پا»گرفته اند. استاد شهيدى، معناى سومى را پيشنهاد داده و گفته است: عموم [مترجمان و شارحان]، «حسنان» را امام مجتبى و سيّد الشهدا( ميدانند؛ امّا با توجه به معناى فعل مجهول و نيز وضع مجلس امام، بعيد به نظر مى رسد كه مقصود از «حسنان»، اين دو بزرگوار باشد؛ چه، در آن روز، بيش از سى سال از سنّشان مى گذشت. در اين صورت، چگونه امام مى فرمايد: «زير پا له شوند»؟! و به فرض كه هجوم مردم فراوان باشد، تنها اين دو بزرگوار در كنار امام نبودند. چرا [تنها] آن دو را نام مى برد؟ ابن ابى الحديد، به نقل از قطب راوندى، «حسنان» را به معناي دو انگشت شصت پا نوشته است. هرچند اين تعبير، مناسب به نظر مى رسد؛ امّا از لُغويان ـ تا آنجا كه جستوجو كردم ـ ، كسى براى «حسنان» چنين معنايى ننوشته است؛ ليكن همين كلمه را به معناى «كنار استخوان بازو» ضبط كرده اند [٣] و اين معنا با كلمه «عَطْفاىَ» ـ كه آن را «دو پهلو» معنا كرده ام ـ ، مناسب تر است. [٤] روشن است که براي دادن حكم قطعى و نهايى، بايد ساير روايات و نقل هاى
[١] ترجمه از استاد شهيدي. [٢] تغليب بيشتر در عطف دو نام مشابه و مرتبط با هم، به کار ميرود و به جاي عطف، يکي از آن دو را ـ که بيشتر فرد بزرگ تر است ـ انتخاب مى كنند و به صورت تثنيه ميآورند؛ مانند «شمسين» براى شمس و قمر و «حَسَنين» براي حسن و حسين(. [٣] ر.ک: تاج العروس، زبيدي، مدخل «حسن». [٤] نهج البلاغه، ترجمه شهيدى، ص٤٥٠، تعليقه ١٢ بر خطبه ٣: «شقشقيه».