تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
برخيزد، حضرت همچون رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، پيش از آغاز جنگ، با اصحاب خود- از مهاجران و انصار- در اين باره مشورت كرد و از آنان نظرخواهى نمود. ياران امام عليه السلام آراى مختلفى ابراز كردند كه بيشتر به تسريع در اقدام و عدم آن مربوط مىشد.
برخى مىگفتند: هر چه زودتر بايد با آنان برخورد قاطعى شود. برخى ديگر معتقد بودند نخست بايد از طريق مسالمت پيش رفت، اگر به عناد و سركشى خود ادامه دادند نبرد آغاز شود. «١» در پايان، «سَهْلِ بْنِ حُنَيْف» به نمايندگى از حاضران برخاست و گفت:
اى اميرمؤمنان! شما با هر كه سِلْم باشى و با هر كه ستيز نمايى ما نيز مىجنگيم. رأى ما، رأى توست. ما همانند دست راستت مطيع و فرمانبر توايم ...» «٢» پس از آن اميرمؤمنان عليه السلام براى آمادگى عموم مردم، خطبهاى ايراد كرد و مردم را براى جهاد و حركت به سوى صِفّين تهييج كرد و فرمود:
«سيرُوا الى اعْداءِ اللَّهِ، سيروُا الى اعْداءِ السُّنَنِ وَ الْقُرآنِ و سيروُا الى بِقيَّةِ الاحْزابِ، قَتَلَةِ المُهاجِرينَ و الانْصارِ ...» «٣» برويد به سوى دشمنان خدا، برويد به سوى دشمنان قرآن و سنّت، برويد به سوى باقيمانده احزاب باطل، قاتلان مهاجر تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) ١٠٢ جلوگيرى از آب! ص : ١٠٢ و انصار.
بسيج عمومى اميرمؤمنان عليه السلام پس از آماده كردن افكار عمومى براى جهاد با طغيانگران، نامه هايى به كارگزاران خود در مناطق مختلف و همچنين به فرماندهان نظامى و مسؤولان خراج و ماليات نوشت و از آنان براى بسيج مردم مناطق حوزه مسؤوليت خود و شركت در اين جهاد مقدّس دعوت فرمود. «٤»