تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
در يكى ديگر از سخنانش به اين حقيقت تلخ تصريح كرده مىفرمايد:
«اگر در ميان امت چهل نفر مرد مصمّم پيدا مىكردم براى ميارزه با اين قوم، قيام مىكردم.» «١» و نيز مىفرمايد:
«هنگامى كه به اطرافم نظر كردم، ديدم جز اهل بيتم ياور ديگرى ندارم و حيفم آمد كه آنها را تسليم مرگ كنم.» «٢» - حفظ اسلام و وحدت مسملانان مردم تازه مسلمان كه هنوز عادات و رسوم جاهليت در ميان آنان ريشه كن نشده، و روح ايمان و عقيده اسلامى در قلوب آنان رسوخ نكرده بود، هر نوع جنگ داخلى باعث انحلال نيروها و انهدام اسلام جوان مىگرديد، خصوصاً در شرايطى كه اهل «ردّه» «٣» در اطراف جزيرة العرب پرچم مخالفت با حكومت مركزى برافراشته بودند، و دو قدرت امپراتورى ايران و روم منتظر فرصت بودند كه عليه دولت جديد پيكار كنند. اگر امام عليه السلام با وجود اين مسلمانان متزلزل و دشمنان خارجى، دست به شمشير مىبرد و براى به دست آوردن حقّ خود با ابوبكر مبارزه مىكرد، وحدت قدرت جوان اسلام و مركزيّت آن در مدينه آسيب مىديد و اين بهترين فرصت براى حمله قدرتهاى خارجى و نابود كردن اساس اسلام بود. شايد با توجه به اين جهت بود كه آن حضرت در جريان حوادث سقيفه طى سخنانى به اهميّت اتحاد و نتايج شوم تفرقه اشاره كرده مىفرمايد:
«موجهاى فتنه را با كشتيهاى نجات بشكافيد. از ايجاد اختلاف خوددارى كنيد و نشانههاى فخر فروشى را از سر برداريد ... سكوت من به خاطر علم و آگاهى