تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠
مردم را براى همين مطلب دعوت كنيد و در اين راه، جديّت و سرعت عمل داشته باشيد.» «١» معاويه، مبارزات خود را با اين روش آغاز كرد. با اينكه در هيچ منبع تاريخى نقل نشده كه او در شام براى زبير بيعت گرفته باشد.
نماينده امام عليه السلام به سوى معاويه اميرمؤمنان عليه السلام قبل از آغاز جنگ با «معاويه» براى اتمام حجّت، «جَريرِ بنِ عَبْداللَّه» را همراه نامهاى به سوى او فرستاد «٢» و ضمن درخواست بيعت، جريان پيمان شكنى طلحه و زبير را يادآور شد و در پايان افزود:
«اگر تو نيز خود را در معرض بلا قرار دهى (بيعت نكنى) با تو نيز پيكار مىكنيم، تو از آزادشدگانى هستى كه نه شايستگى خلافت دارند و نه در امور خلافت طرف مشورت قرار مىگيرند ...» «٣» جريرنامه را به معاويه تسليم كرد. معاويه با خواندن نامه حيرت زده شد، به جرير گفت:
براى پاسخ منتظر بمان. معاويه براى چاره جويى، در برابر وعده حكومت مصر «عمروعاص» را نزد خود فرا خواند و به پيشنهاد او سران شام را در مسجد جمع كرد و سخنرانى مشروحى ايراد نمود و ضمن تجليل و تمجيد از مردم شام و تحريك احساسات آنان براى «خونخواهى عثمان»، از جمعيّت در اين باره نظرخواهى كرد.
حاضران برخاستند و ضمن اعلام آمادگى براى مطالبه خون عثمان، با معاويه بيعت كردند كه تا سر حدّ مرگ در اين راه بايستند و حتى اموال خود را در اختيار او بگذارند.
جرير با ديدن اين صحنه، نزد اميرمؤمنان عليه السلام برگشت. وقايع را به آن حضرت گزارش كرد و گفت: مردم شام با معاويه بر عثمان گريستند و نسبت به جنگ با شما هم عقيدهاند؛