تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦
گرامى صلى الله عليه و آله كه در سه مرحله اين نبرد، درباره آن حضرت فرمود، اكتفا مىكنيم.
* هنگام عزيمت على عليه السلام به ميدان فرمود: «خدايا! در روز بدر «عُبَيْدَه» و در احد «حَمْزَه» را از من گرفتى، اكنون على عليه السلام را از آسيب حفظ فرما.» سپس اين آيه را خواند. «ربِّ لاتَذَرنى فَرْداً وَ انْتَ خَيْرُ الْوارثينَ» «١» * هنگام رويارويى با عمرو فرمود:
«بَرَزَ الْايمانُ كُلُّه الَى الشِّركِ كلِّهِ» دو مظهر كامل ايمان و شرك روبه رو شدند. «٢» * پس از مراجعت پيروزمندانه وى فرمود:
«لَوْ وُزِنَ الْيَومُ عَمَلُكَ بِعَمَلِ امَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله لَرَجَعَ عَمَلُكَ بِعَمَلِهِمْ ...» اگر عمل امروز تو با اعمال تو با اعمال (پسنديده) همه امّت محمّد صلى الله عليه و آله مقايسه شود (بى ترديد) بر آنها برترى خواهد داشت. «٣» حضرت على عليه السلام فاتح خيبر (براى مطالعه)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله «خَيْبَر» مركز يهوديان را محاصره كرد. در ابتداى اين غزوه على عليه السلام به خاطر چشم درد، از جنگ ناتوان بود. از اين جهت رسول گرامى صلى الله عليه و آله پرچم را به دو تن از مسلمانان داد، ولى آن دو هر كدام پس از ديگرى بدون كسب پيروزى، بازگشتند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پرچم از آن اينان نبود، على عليه السلام را بياوريد! به عرض رسيد: او درد چشم دارد. فرمود: او را بياوريد، او مردى است كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند. «٤» وقتى على عليه السلام به حضور پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيد، رسول خدا صلى الله عليه و آله ضمن دعا براى وى از آب دهان مبارك بر چشم او كشيد، درد برطرف شد. آنگاه پرچم را برافراشت و به ميدان رفت.
دلاوران يهود از درون «دژ» بيرون آمدند، حارث برادر مدحب نعره زنان به سوى امام عليه السلام