تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢
«عمّار» دلاور مخلص و جنگجوى نستوهى بود كه عاشقانه مىجنگيد و شمشير مرگبارش مخالفان حقّ را به جهنّم مىفرستاد و براى مدافعان حقّ قوّت قلب بود؛ زيرا او بر پايه سخن رسول گرامى صلى الله عليه و آله كه فرموده بود: «عمّار با حق مىزيد و حق با عمّار است» «١» ميزان حقّ بود و هر كس در جبهه او جهاد مىكرد يقين داشت كه مدافع حقّ است و در صورت كشته شدن جايگاهش بهشت است.
ميزان حق بودن «عمّار» ميان مسلمانان معروف بود؛ چندان كه گاهى براى تشخيص جبهه حقّ از باطل، به عمل و حضور عمّار استناد مىكردند. از جمله «ذى الكَلاع حِمْيَرى» شامى، عموزاده خود را كه در سپاه عراق بود فرا خواند و گفت: تو را فرا خواندم تا درباره حديثى كه عمروعاص از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده است سخن گويم. سپس حديث را چنين نقل كرد كه رسول خدا فرمود: «مردم شام و عراق رو در روى هم قرار مىگيرند. در حالى كه در يكى از دو لشكر، حقّ و پيشواى هدايت است و عمار در كنار اوست.» «٢» «ابُو نوُحْ» گفت:
«سوگند به خدا عمّار در ميان ماست و بيش از همه در جنگ با شما اصرار دارد. دوست داشتم همه شما يك تن بوديد و من آن را ذبح مىكردم و نخست از تو كه پسر عمويم هستى آغاز مىنمودم ... چون ما بر حقّيم و شما بر باطل.» سپس به درخواست «ذُوْالكَلاعْ» نزد «عمروعاص» رفت تا او را نيز از وجود عمّار در جبهه اميرالمؤمنين عليه السلام و جدّيتش نسبت به جهاد با شاميان آگاه كند؛ شايد وجدان و فطرتش بيدار شود.
«عمروعاص» نيز ضمن سخنان خود اعتراف كرد كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شضنيده است كه «عمّار را گروه جفاكار و ياغى مىكشند». آنگاه به پيشنهاد «عمروعاص» ترتيب ملاقات وى با عمّار داده شد. ابتدا عمرو، عمّار را موعطه كرد و او را به خوددارى از جنگ و