تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
درس ١٣ قاسطين- جنگ صفين «٥»: قرارداد حكميّت پس از تعيين «حَكَمَين» قرارداد صلح چنين نوشته شد:
«هذا ما تَقاضى عَلَيْهِ عَلِىُّ بْنُ ابيطالِبَ اميرُالْمُؤْمِنينَ وَ مُعاوِيَةُ بْنُ ابى سُفْيانَ ...».
ولى معاويه اعتراض كرد و گفت: «اگر او را اميرالمؤمنين مىدانستم با وى نمىجنگيدم».
عمرو نيز گفت: «هر چند على امير شما است ولى امير ما كه نيست بنابراين نام او و پدرش را بنويسيد.» «١» ولى احنف بن قيس گفت: «او را حذف نكن هر چند به كشتار و جنگ كشيده شود. چون بيم دارم كه ديگر اين لقب بر نگردد.» «٢» اميرالمؤمنين عليه السلام مدتى دراز به انديشه پرداخت تا اينكه اشعث سررسيد و با چشمى پر از تفاخر و زبانى سرشار از خيانت گفت: «اين اسم را محو كن!» اميرالمؤمنين عليه السلام گذشته را به ياد آورد؛ زمانى كه قرارداد «صُلح حُدَيْبِيَّه» را مىنوشت كه «هذا ما تَصالَحَ عَلَيْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُاللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ سُهَيْلُ بنُ عَمْروُ» سُهَيْل لجاجت مىكرد كه عنوان «رسول اللَّه» حذف شود و پيامبر صلى الله عليه و آله شكيبايى به خرج مىداد.
حضرت على عليه السلام از پاك كردن آن اكراه داشت: ولى پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد آن را محو كردند و فرمود: «محو اين عنوان باعث محو رسالت من نخواهد شد». سپس به على عليه السلام فرمود: «و تو نيز چنين امرى در پيش دارى و به تو خواهد رسيد در حالى كه در رنج و عذابى» «٣» اكنون آن زمان موعود رسيده است. حضرت با اطمينان و تسليم در برابر آنچه كه رسول