تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩
بازگشت. «١» نبرد عمومى اميرمؤمنان عليه السلام ديد يك هفته از جنگ مىگذرد و افراد بسيارى از دو طرف بىآنكه پيروزى نصيب سپاهيان اسلام گردد- كشته شدهاند. دستور حمله عمومى داد و فرمود:
چرا نبايد از تمام نيروى خود براى جنگ با اينان بهره جوييم؟
از اين رو شب چهارشنبه، هشتم صفر، براى سربازان سخنرانى كرد و فرمود:
«آگاه باشيد كه شما فردا با دشمنان روبهرو خواهيد شد. پس شب را به قيام و عبادت سپرى كنيد و قرآن را بسيار بخوانيد. و از خداوند صبر و نصرت بخواهيد و با تلاش و استوارى با آنان رو به رو شويد و راستگو باشيد.» سربازان، با پايان گرفتن خطبه اميرمؤمنان عليه السلام به سوى شمشيرها و نيزهها و زوبينها شتافتند و آنها را صيقل دادند. حضرت امير عليه السلام تا بامداد به آرايش لشكر پرداخت. منادى به فرمان آن حضرت به دشمن اعلان جنگ كرد و گفت: اى شاميان! بامدادان شما را در رزمگاه ديدار مىكنيم. «٢» صداى منادى در سپاه دشمن ضجّه و وَلْوَلَه افكند. همه با دلهره به معاويه متوجّه شدند.
او تمام امَرا و فرماندهان را احضار كرد و دستور داد نيروهاى خود را آماده كنند.
اميرمؤمنان پس از آراستن نيروها به پاخاست و براى تحريض سپاهيان بر جنگ، خطبهاى خواند و فرمود:
«خداوند شما را به تجارتى راهبرى كرده است كه شما را از عذاب مىرهاند و به خير فرا مىخواند. و آن تجارت، ايمان به خدا و رسول و جهاد در راه