تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
طرف مردم پيشنهاد نشد بلكه تنها با موافقت دو نفر ديگر از اعضاى شوراى شش نفره كه خليفه دوم آنان را براى اين كار نامزد كرد، تحقّق يافت. «١» ٣- بيعت حضرت على عليه السلام و استقبال مردم با مطالعه قبلى آنان انجام گرفت. برخلاف زمامداران پيش كه مردم فرصت مطالعه و فكر نداشتند؛ بلكه سعى بر اين بود كه هر چه زودتر كار خاتمه يابد تا مبادا در تأخير آن به مانعى برخورد كنند.
٤- مركزى كه براى بيعت انتخاب شد، مسجد بود، تا تمام مسلمانان بتوانند در آن شركت كنند و احياناً هر كس اعتراضى دارد بيان كند. ولى بيعت خلفاى گذشته اين ويژگى را نداشت.
٥- در بيعت امام عليه السلام كسى اجبار نمىشد، چنانكه در جريان خوددارى عبدالله بن عمر از بيعت، گفته شده كه مالك اشتر به اميرمؤمنان عليه السلام عرض كرد: اجازه دهيد، گردن اورا بزنم ولى حضرت نپذيرفت و حتى ضامن او شد تا كسى به اوآزارى نرساند. «٢» اهداف امام عليه السلام از پذيرش حكومت بدون ترديد كسى كه كمترين شناخت از اميرمؤمنان على عليه السلام و روحيه و طرز زندگى او داشته باشد، مىداند كه آن بزرگوار اصالةً اشتياقى به حكومت بر مردم نداشته و هدف او را پذيرفتن خلافت دستيابى به ثروت و يا قدرت و رياست نبوده است.
خود آن بزرگوار در سخنانش بارها اين موضع را گوشزد كرده است. از آن جمله گفتگويى است كه بين او و ابن عبّاس واقع شده است:
ابن عبّاس: در منزلى بنام ذى قار (در راه بصره) بر اميرالمؤمنين وارد شدم. او در حالى كه كفش خود را مىدوخت به من فرمود: ارزش اين كفش چه قدر است؟ عرض كردم:
ارزشى ندارد. فرمود:
«وَ اللّهِ لَهِىَ احَّبُ الَىَّ مِنْ امْرَتِكُمْ، الّا اقيمَ حَقاً، اوْ ادْفَعَ باطلًا» «٣»