تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
ولى كمالات و فضائل تو را ديگران ندارند.» «١» ٣- صَعْصعة بنِ صَوحان:
«اى اميرمؤمنان! مقام خلافت به واسطه تو زينت گرفت. خلافت به تو نيازمند است ولى تو به آن نياز ندارى.» «٢» اضطراب و نگرانى قريش (براى مطالعه)
قريش و همه كسانى كه از حقّ روگردان، و در زمان حكومت عثمان، از امتيازاتى برخوردار بودند، با اضطراب و نگرانى به حكومت امام عليه السلام رو آوردند و چارهاى جز تسليم نداشتن. زيرا افكار عمومى با امير مؤمنان عليه السلام بود و آنان چون نمىتوانستند بر خلاف جامعه اسلامى قدم بردارند ناچار با آن حضرت بيعت كردند، ولى كينه او را به خاطر اينكه سران مشركان قريش و كفّار را به هلاكت رسانده بود، همچنان به دل داشتند.
علاوه براين، آنان مىدانستند كه سياست حضرت على عليه السلام، هرگز با چپاولگرى و غارت بيت المال، سازش ندارند.
قريش به اندازهاى كينه امير مؤمنان عليه السلام را به دل داشت كه ابن ابى الحديد مىگويد:
«با اينكه تا آن وقت مدّت زيادى از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله مىگذشت ولى بغض و كينه قريش نسبت به على عليه السلام نه تنها كاهش نيافته بود بلكه آنان اين دشمنى ديرينه را به كودكانشان نيز تلقين كرده بودند.» «٣» گوشه نشينان عدّه معدودى از بيعت اميرمؤمنان عليه السلام كناره گرفتند. مسعودى نام آنان را قُعّاد (نشستگان) «٤» و ابوالفداء، معتزله «٥» گذارده است. وقتى از امام عليه السلام درباره آنهاسؤال شد فرمود: