تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
جز صبر و شكيبايى ندارم؛ لذا تحمّل كردم، ولى به حالتى كه گويى خار در چشم و استخوان گلوگيرم شده است ...
مسأله فدك «١» هنوز بيش از ده روز از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله نگذشته بودكه حضرت فاطمه عليه السلام خبر رسيد مأموران خليفه، كارگران اورا از سرزمين «فَدَكْ» بيرون كرده و رشته كار را خود به دست گرفتهاند.
دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله براى پس گرفتن آن با گروهى از زنان بنى هاشم، پيش خليفه رفت و گفتگوهايى بين او و ابوبكر به شرح ذيل انجام گرفت:
«فاطمه عليه السلام: چرا كارگران مرا از «فَدَكْ» اخراج كردى، و مرا از حقّ خويش بازداشتى؟
خليفه: من از پدرت شنيدهام كه پيامبران، چيزى را به ارث نمىگذارند.
فاطمه عليه السلام: فدك را پدرم در حال حيات به من بخشيده بود و من در آن زمان مالك بودم.
خليفه: آيا براى اثبات اين ادعا شهود و گواهانى دارى؟
فاطمه عليه السلام: آرى شخود من عبارتند از على عليه السلام و ام ايمن. و آنان به درخواست زهرا عليه السلام به مالكيت او در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله شهادت دادند. «٢» برخى مىنويسند: حسن و حسين عَلَيْهُما الَّسلامُ نيز گواهى دادند. «٣» فخر رازى نقل كرده است غلامى از غلامان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز به مالكيت فاطمه عليه السلام گواهى