تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
- دشمنان كينه توز امام عليه السلام در ميان مسلمانان، دشمنان كينه توزى داشت كه در طول جنگها، پدران، برادران و بستگان آنان را كشته بود، از آن روز آنان دشمنى و كينه او را سخت به دل داشتند.
در چنين موقعيتى، هر گاه امام عليه السلام از طريق قيام مسلحانه در صدد گرفتن حق خويش برمى آمد، آنان به ترويج دروغ و نفاق مىپرداختند و مىگفتند: على عليه السلام بين مسلمانان شكاف انداخته و به نام دين بر ضدّ آن حضرت پيكار مىكردند. نتيجه اين پيكار امور ذيل بود:
* ممكن بود امام عليه السلام در نخستين لحظات جنگ، بسيارى از عزيزان و ياران خودرا از دست بدهد بدون اينكه حقّ به جاى خود بازگشته باشد.
* دركنار ضايعه فوق طبعاً بسيارى از مخالفان نيز كشته مىشدند. در نتيجه، قدرت مسلمانان درمركز رو به ضعف مىگراييد.
* بر اثر پيدايش ضعف مركزى، قبايل دور دست كه اسلام در دلهاى آنان كاملًا رسوخ نكرده بود به صف مرتدان مىپيوستند و چه بسا بر اثر قدرت آنان و ضعف رهبرى درمركز، چراغ اسلام به خاموشى مىگراييد.
انجام بيعت اكثر مورخان نوشتهاند كه حضرت على عليه السلام تا پس از رحلت فاطمه عليه السلام با ابوبكر بيعت نكرد. «١» با از دست دادن فاطمه عليه السلام و مشاهده بى اعتنايى مردم و وضع پريشان مسلمانان، با ابوبكر بيعت كرد ولى خاطرات تلخ اين روزها را هيچگاه ازياد نبرد، و پيوسته از آن روزها شكايت مىكرد.
«... فَرَايْتُ انَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا احْجى فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذَى وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً» براى من روشن بودكه- به حكم عقل و وظيفهاى كه به عهده داشتم- چارهاى