تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٦
همراه معاويه شد. او بعدها از طرف معاويه مدتى حاكم كوفه و پس از آن حاكم «حِمْص» شد.
معاويه، نعمان را در سال ٣٩ هجرى با دو هزار نفر «عَيْنُ التَّمْر» فرستاد. نعمان، پادگان نظامى كه حدود صد نفر از سربازان اميرمؤمنان عليه السلام در آنجا بودند، حمله كرد. ولى مدافعان دلاور، غلافهاى شمشيرهايشان را شكستند و سرسختانه به دفاع پرداختند، در اين ميان پنجاه نفر نيروى كمكى از اطراف بدانان پيوست. سربازان نعمان كه گمان برده بودند نيروهاى كمكى زيادى براى مدافعان رسيده است شبانه منطقه را ترك كردند و به شام بازگشتند. «١» سُفْيانِ بنِ عَوْف او از طرف معاويه مأموريّت يافت تا به نقاطى در عراق حمله كند. معاويه، هنگام بدرقه وى سفارش كرد:
«باهر كه برخورد كردى كه با تو هم رأى نبود بى درنگ به قتل برسان، آباديهاى مسير خود را ويران سازد. اموال را غارت كن؛ زيرا غارت اموال مثل كشتن است، بلكه در پارهاى از موارد جانگدازتر است».
سپس از وى خواست نخست به شهر «هيتْ» «٢» يورش برده، پس از آن، دو شهر انْبار و مدائن را به تصرف خويش درآورد. سفيان، با شش هزار سرباز حركت كرد و چون در «هيت» كسى را نديد به شهر انبار يورش برد و پس از اينكه عده تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) ١٨١ آخرين تلاش ص : ١٨٠ زيادى از محافظان شهر را كشت به قتل مردم و غارت شهر پرداخت و با اموال فراوانى به شام بازگشت. «٣» اميرمؤمنان عليه السلام چون از اين وقايع خبر يافت، خطبه مشروحى در فضيلت جهاد و عواقب وخيم ترك اين وظيفه اسلامى ايراد كرد، و ضمن آن فرمود:
«من شب و روز، پنهان و آشكار شما را به پيكار اين جمعيّت دعوت كردم و