تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٨
معاويه از دست دادند.
اميرمؤمنان عليه السلام خبر يافت كه يكى از ياران معاويه به نام «مُعاوَيَةِ بنِ حُدَيْج» به تحريك معاويه در مصر، به خونخواهى عثمان برخاسته است. امنيّت را مختل و موقعيّت استاندار «مُحمّد بنِ ابى بَكر» را متزلزل و مردم را نگران ساخته است. امام عليه السلام تصميم بر تعويض استاندار گرفت. و مالك اشتر را كه پس از جنگ صفين به محل مأموريت خود «نَصيبَيْن» «١» رفته بود فرا خواند، و پس از بازگو كردن مسائل مصر او را جانشين محمد بن ابىبكر ساخت. «٢» و فرمود:
«كسى جز تو شايسته آنجا نيست؛ پس بدان سوى حركت كن» «٣» و به همراه او براى مردم نوشت:
«از بنده خدا على، اميرمؤمنان به مسلمانان مصر، آنان كه وقتى در زمين از فرمان خدا سرپيچى شد، به خاطر خدا خشم كردند ... من يكى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در روزهاى ترس نمىخوابد. و در ايّام سخت و بحرانى از دشمنان نمىترسد و نسبت به بدكاران از آتش سوزندهتر است. و آن مالك بن حارِث است.» شهادت مالك مالك آماده رفتن به مصر شد. جاسوسان معاويه در كوفه جريان را به وى گزارش دادند.
معاويه كه مىدانست با ورود «اشتر» به مصر، هرگز به تصرف آنجا موفق نخواهد شد، مخفيانه به مسؤول خراج ناحيه «قُلْزُم» «٤» فرمان داد تا به هر وسيله ممكن پيش از رسيدن مالك به مصر او را از بين ببرد و قول داد- در صورت موفقيت- خراج آن ديار را مادامى كه زنده است به وى خواهد بخشيد.