تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥
آيه، خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله است كه مىفرمايد:
«به تو و پيامبران پيش از تو وحى شده است كه در صورت مشرك شدن اعمالت از ميان مىرود و از زيانكاران خواهى بود».
«ابن كوّاء» با قراءت اين آيه خواست به اميرمؤمنان عليه السلام گوشه بزند كه هر چند سوابق و خدمات تو در اسلام قابل انكار نيست ولى با كفر خودت، اعمال گذشتهات را به هدر دادى ...
امام عليه السلام سكوت كرد و چون آيه به آخر رسيد، نمازش را ادامه داد. «ابن كوّاء» براى دوّمين بار آيه را خواند. مجدداً اميرمؤمنان عليه السلام سكوت كرد. پس از چندبار كه وى آيه را تكرار كرد و مىخواست وضع نماز را برهم زند.، امام عليه السلام اين آيه را خواند:
«فَاصْبِرْ انَّ وَعْدَاللَّهِ حَقٌّ وَ لايَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذينَ لايُوْقِنوُنَ». «١» صبر كن، وعده خدا حقّ است (و خواهد رسيد). مردم بىايمان و يقين تو را سبك نسازند.
و بىاعتنا به نماز ادامه داد. «٢» روش اميرمؤمنان عليه السلام اين بود كه پاسخ شعارها و اعتراضهاى آنان را با منطقى روشن مىداد تا شايد به لغزشهاى فكرى خود پى برند و از آن دست بردارند. از اين رو مىفرمود:
«خوارج اگر سكوت كنند آنان را جزو جماعت خود مىدانيم و اگر لب به اعتراض بگشايند، با منطق و برهان، برخورد مىكنيم و اگر بر ضدّ ما قيام كنند، به جنگشان مىرويم.» «٣» شورش خوارج هر چند در ابتدا آرام بودند و تنها انتقاد و اعتراض مىكردند. رفتار اميرمؤمنان