تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٨
نشان دهد مراقب اوضاع و حركات امام عليه السلام است، دست به چنين اقدامى زد.
شايد بتوان گفت: عامل تحريك معاويه- براى استفسار از شايعات نقض آتش بس- اشعث بوده است؛ كسى كه به قول ابْنِ ابىالحديد معتزلى: منشأ هرگونه فساد و تباهى در حكومت على عليه السلام و عامل هرگونه اضطراب و نگرانى براى مسلمانان بود «١» و امام عليه السلام او را منافق پسر كافر خوانده است. «٢» مسألهاى كه اين احتمال را تقويّت مىكند اين كه وى همزمان با رسيدن پيامى از شام براى اميرمؤمنان عليه السلام و برحذر داشتن آن حضرت از مخالفت «قرارداد» نزد اميرمؤمنان عليه السلام رفت و درحالى كه عدّه زيادى در خدمت امام عليه السلام بودند گفت: مردم نقل مىكنند كه شما تحكيم را گمراهى دانسته و پايدارى بر آن را موجب كفر مىدانيد. «٣» اميرمؤمنان عليه السلام لازم ديد براى تكذيب شايعات و روشن كردن افكار مردم به مسجد رود و خطابهاى ايراد نمايد. آن حضرت در ضمن سخنانش فرمود:
«هر كس گمان كرده من از پيمان حكميّت منصرف شدهام دروغ گفته است و هر مسلمانى تحكيم را موجب گمراهى بداند خود گمراهتر است.» «٤» هنوز سخن امام عليه السلام به پايان نرسيده بود كه فريادى از گوشه مسجد برخاست: اى على! افراد را در دين خدا شريك قرار دادى. «لا حَكْمَ الّا للَّهِ». به دنبال او فريادهاى «لا حَكْمَ الّا للَّهِ» فضاى مسجد را پر كرد. «٥» نتيجه تحريكات منافقين اين شد كه نه تنها خوارج بحال اول بازگشتند بلكه در كينه و عناد خود جدّىتر شدند. پس از پايان جلسه با خشم و نفرت بيش از پيش از شهر خارج شده، به اردوگاه سابق خود بازگشتند.