تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠
به دنبال اين سخنان، افراد زيادى دورش را گرفتند و همراه او به نبرد پرداختند، و سپاه شام را تا قرارگاه لشكر به عقب راندند. ولى در قرارگاه با مقاومت سخت دشمن مواجه شدند، بگونهاى كه پرچمدار مالك شهيد شد.
اميرمؤمنان عليه السلام كه ديد مالك در آستانه پيروزى است گروهى را به كمك او فرستاد.
ضربات كوبنده مالك و يورش به «قرارگاه» دشمن، فتح و پيروزى را در آينده نزديك نويد مىداد. پيرمردان شامى فريادشان بلند شد:
«اللَّهَ، اللَّهَ، فى الحُرُماتِ مِنَ النِّساءَ وَ الْبَناتِ» «١» مردم! خدا را درباره زنان و دخترانتان در نظر آوريد.
معاويه كه وضع را وخيم و شكست را قطعى ديد به عمروعاص گفت: «ما كه نابود شديم نيرنگ پنهانى خود را بكار گير» «٢» عمروعاص فرياد زد: «اى مردم! هر كه با خود قرآنى دارد بر سر نيزه كند» حدود پانصد قرآن بالاى نيزه رفت. همراه قرآنها فريادها نيز بالا رفت كه: «كتاب خدا بين ما و شما حاكم باشد. اگر ما را بكشيد چه كسى مرزهاى شام را حفظ خواهد كرد؟» «٣» عكس العمل سپاه عراق برخى از سپاهيان عراق، تحت تأثير نيرنگ و شعارهاى فريبنده و تحريك آميز دشمن قرار گرفتند. به ويژه پس از آنكه بعضى از سران همانند «اشعث» (كه در دل به معاويه متمايل بودند و جزو منافقان سپاه اميرمؤمنان عليه السلام محسوب مىشدند) جمعيّت را براى پذيرش نيرنگ دشمن تحريك مىكردند. از اين رو فرياد برآوردند:
«دعوت شما را به كتاب خدا اجابت كرده بسوى او باز مىگرديم» «٤» اميرمؤمنان عليه السلام چون اين وضع را ديد، براى روشن كردن افكار سپاهيان و برحذر داشتن