تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١
كه تو بهترين داورانى.» «١» در پايان، خطاب به سپاهيان فرمود:
«سيروا عَلى بَرَكَةِ اللَّهِ. برويد خدا پشت و پناهتان». «٢» اميرالمؤمنين عليه السلام پيش از نبرد، نام يكايك قبايل شام را پرسيد، سپس به قبايل سپاه خود فرمان داد: هر يك در برابر افراد قبيله هم نام و هم شأن خود كه در صف دشمن قرار دارند به جنگ پردازند. «٣» علامت سربازان اسلام پارچههاى سفيدى بود كه به سروبازوهاى خود بسته بودند و شعارشان: يا اللَّهُ، يا احَدُ، يا صَمَدُ، يا رَبَّ مُحَمَّدٍ، يا رَحْمنُ، و يا رحيمُ بود.
ولى نشانه سپاهيان معاويه پارچههاى زردى بود كه به سر و بازوان خود بسته بودند و شعارشان چنين بود: نَحْنُ عِبادُاللَّهِ حَقّاً حَقٍّا، يا لَثاراتِ عُثْمان. «٤» دعوت به قرآن اميرمؤمنان عليه السلام پيش از آنكه با نيرنگ «عمروعاص» رو به رو گردد براى بيدار كردن افكار جمعيّت و اتمام حجّت به دشمن، آنهم در وقتى كه كمترين ضعفى در نيروهاى او احساس نمىشد، پيشنهاد كرد: «شخصى قرآن را بگيرد و پس از نزديك شدن به دشمن آنان را به حكومت قرآن دعوت نمايد.» فردى به نام «سعيد» برخاست و اعلام آمادگى كرد. امام عليه السلام بار ديگر پيشنهاد خود را تكرار كرد؛ و تنها همان جوان استقبال كرد؛ چون بيشتر افراد در آن راه كشته شدن را قطعى مىدانستند.
«سعيد» قرآن را گرفت و خطاب به سربازان دشمن گفت:
«اى مردم! طغيان و سركشى را كنار بگذاريد. اميرمؤمنان عليه السلام شما را به حكومت و داورى قرآن دعوت مىكند. راه راست اختيار كنيد! راهى كه مهاجران و انصار رفتهاند.»