تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠
خداست. و پاداش آن را آمرزش گناهان و مسكنهاى پاك در بهشت جاودان، و (در نهايت) رضوان خدا كه از همه اجرها بزرگتر مىباشد، قرار داده است.
خداوند در قرآن مجيد از محبوبش خبر داده و فرموده است: «خداوند مجاهدان راه حق را كه همچون بناى استوار در برابر دشمن ايستاده و نبرد مىكنند دوست دارد.» «١» صفهاى خود را چنان بناى سربى محكم و فشرده سازيد. زرهداران را پيشاپيش و بىزرهان را عقل لشكر بگماريد. دندآنهارا بفشريد؛ زيرا سبب مصون ماندن جمجمه از ضربات شمشير و نيرومندى قلب و آرامش دل مىگردد. صداها را خاموش كنيد؛ زيرا باعث رستن از سستى و شكست مىشود و متانت و وقار مىآورد ... پرچمها را جا به جا نكنيد و آنها را فقط به دست دلاورانِ با حَمِيَّتْ بسپاريد؛ كسانى كه در مصائب و سختىها شكيبا هستند و به همه سوى پرچم چيرهاند، آن را از راست و چپ و جلو و پشت سر حفظ مىكنند ...» «٢» پس از سخنان اميرمؤمنان عليه السلام هر يك از اصحاب وى نيز با انجام سخنرانى، نيروهاى قبيله خود را براى جنگ برانگيختند. از جمله: «سعيد بن قيس» در جمع يارانش برخاست و ضمن تجليل از مقام حضرت امير عليه السلام و ياران او، به معرفى معاويه پرداخت. و ياران خود را به جنگ با او تشويق كرد. «٣» پس از آمادگى دو سپاه، نبرد سختى «روز چهارشنبه» در گرفت. با فرا رسيدن شب، دو طرف- بدون دستيابى به پيروزى نهايى- به قرارگاه خود بازگشتند. «٤» اميرمؤمنان عليه السلام روز پنج شنبه نماز صبح را خواند و پس از ايراد خطابه و تشويق سربازان به جنگ، اسبى طلبيد «٥» و پس از سوار شدن، رو به قبله ايستاد و در حالى كه دستان خود را به آسمان بلند كرده بود عرضه داشت:
«پروردگارا! گامها به سوى تو حركت مىكند و بدنها به رنج مىافتد و دلها به وحشت و لرزه مىافتد و دستها به سوى تو افراشته مىشود و ديدگان، مات تُوْانْد. سپس اين آيه را خواند. «پروردگارا! ميان ما و قوم ما به حقّ داورى كن