تاريخ اسلام در دوران امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠
سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و اجتناب از خونريزى اين امّت دعوت مىكنم.» معاويه، جواب اميرمؤمنان عليه السلام را تنها با يك شعر تهديدآميز داد كه حاصل مضمون آن چنين است:
«ميان من و تو، بجز شمشير و جنگ چيز ديگرى حاكم نيست.» «١» اعلام حالت فوق العاده در شام معاويه چون خبر حركت لشكر عراق به سوى شام را شنيد، فهميد كه كار از مرحله نامه به مرحله حادترى رسيده است. از اين رو دستور داد مردم در مسجد اجتماع كنند. حدود هفتاد هزار نفر گرد آمدند. معاويه در حالى كه پيراهن خون آلود عثمان را در برابر ديدگان مردم قرار داده بود بر فراز منبر رفت و گفت:
«اى مردم شام! شما قبلًا مرا در جريان على تكذيب مىكرديد ولى اينكه براى همه روشن شده كه قاتل خليفه جز على كس ديگر نيست. او بود كه دستور قتل را صادر كرد و قاتلان او را پناه داد. و امروز از همانان ارتشى را تشكيل داده و براى نابودى شما به سوى شام حركت كرده است.» «٢» مردم پس از خاتمه سخنان مهيّج معاويه از هر سو به وى روى آوردند و سخنانش را تأييد كردند. او نيز با استفاده از فرصت، مردم را گروه گروه مسلح كرد و به سمت «صِفّين» «٣» گسيل داشت. در سراسر شام نيز اعلام وضعيت فوق العاده كرد و دستور بسيج عمومى داد.
نيرهاى شام- كه بالغ بر ٨٥ هزار نفر «٤» مىشدند- زودتر از سپاه اميرالمؤمنين عليه السلام به صفين رسيدند و در محل وسيعى كه مناسبترين جا براى دسترسى به آب فرات بود چون باقى نقاط ساحل، مرتفع و دسترسى به آب مشكل بود) اردو زدند.