امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٩٨
چگونه ميسّر است؟ آيا حقيقت اين عبارت را ذهن بشرى مىتواند در خود جاى دهد!؟
و آيا چگونه آن را تصور مىكند!؟ چگونه ممكن است پرده از روى بعضى از حقايق نامكشوف كنار زده شود و به يقين يك انسان كه مانند ديگر انسانها مىخورد، مىآشامد، مىپوشد و به خواب نيازمند است افزوده نگردد!؟ ناچاريم بگوييم براى او تمام حقايق آشكار بود جز آنچه را كه خدا بخواهد. او لحظهاى از حق جدا نشد و حق همواره با او بود، بلكه او عين حق بود.
چگونه است يقين كسى كه هميشه با قرآن است و قرآن نيز هميشه با اوست، و هرگز از هم جدا نشوند. او نياز به قرآن دارد و نمىتواند از آن جدا بشود كه از طريق وحى و قرآن به چشمه هميشه جوشان معارف الهى متصل است. قرآن از او جدا نمىشود كه بدون او قرآن تفسير نمىشود. او زبان گوياى قرآن است و او قرآن ناطق است. و قرآن «تِبْيِانٌ لِكُلّ شىءٍ» است.
اگر على (ع) با تمام شجاعت و اطمينان خاطر فرياد رساى «سَلونى قبل ان تفقدونى» را در حضور انبوه مردم، در برابر دوست و دشمن سر مىدهد و از آنها مىخواهد كه از امروز تا صبح قيامت هر آنچه مىخواهند بپرسند. از آنجاست كه او از كوثر نبوّت سيراب شده است و از منبع وحى و علوم الهى بهره جسته است و به عالم ملكوت و معنا پيوسته است. اگر جويبارى بوده است اكنون به دريا وابسته است و خود دريايى شده است. و تاريخ هرگز اين فرياد را از غير على (ع) نشنيده است. ايمان على (ع) از چنين علم و معرفتى سرچشمه گرفته است. ايمان على، ايمان يك فرد متقى و مؤمن كه ما تصور مىكنيم نيست. ايمان او و مقام شهودى او را نمىتوان درك كرد. گاهى در بيانات شيواى خودش جلوهاى از شكوه و عظمت ايمان استوار و راستينش را به ما مىنماياند و به يقين خود و پايدارى در راه حق اشاره نموده، مىفرمايد:
«... أَلْيَوْمَ أُنْطِقُ لَكُمُ الْعَجْمَاءَ ذَاتَ الْبَيَانِ. غَرَبَ رَأْىُ امْرِىٍ تَخَلَّفَ عَنّىِ. مَا شَكَكْتُ فِى الْحَقّ مُذْ أُريتُه ...» «١»؛