امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٤٩
اين سخن پيامبر (ص) كه حكايت از فضيلت و معنويت والاى آن فاتح خيبر مىكند، باعث شد كه بسيارى از افراد سپاه و سرداران اسلام، شب را در حالتى از انتظار و اضطراب صبح كنند. آنگاه كه صبح رسيد، سكوت پر انتظار سپاهيان اسلام، با جمله پيامبر كه فرمود: «على كجاست؟» در هم شكست. گفتند: على (ع) دچار چشم درد است و در حال استراحت مىباشد. على (ع) را بنا به دستور رسول خدا (ص) آوردند. آن حضرت دست مباركش را بر ديدگان على (ع) كشيد و برايش دعا نمود. بهبودى حاصل كرد و به دستور پيامبر (ص)، پرچم بدست پيشروى كرد و تا با دستان پر توانش قلعه را فتح نكرد، باز نگشت. البته در باره كندن در خيبر سخن فراوان به ميان آمده است و اقوال و روايات بسيار رسيده است. حال برخى حالت افسانه به خود گرفته و برخى حقيقت دارند يا به حقيقت نزديك مىباشند، مورد بحث ما نيست. مهم اين است كه جز على (ع) كسى توان چنين فتحى را نداشت و كشته شدن دلاورترين سردار يهوديانِ خيبر بنام «مرحب» بدست على (ع) از عجايب تاريخ است.
قبل از مرحب، چند تن از پهلوانان و دلاوران خيبر، از جمله حارث برادر مرحب، بدست على (ع) از پاى در آمدند. مرحب بزرگترين و قويترين سواركاران و پهلوانان خيبر بود، منتظر فرصتى بود كه با على (ع) وارد رزم شود وا نتقام برادرش را بستاند. او با حالتى از تكبر و خودخواهى و گامهاى استوار وارد ميدان شد، در دستش نيزهاى سه سر بود، بدنش غرق در سلاح و زره و بر سرش كلاهخُود آهنين بود. با چنين حالتى در مقابل على (ع) ايستاد و شروع به رجزخوانى كرد. نبردى سخت بين دو قهرمان اسلام و يهود درگرفت. على (ع) ضربه مرحب را با يك پرش سريع دفع كرد و از بالا چنان ضربهاى بر فرق مرحب وارد ساخت كه سپر و كلاهخُود و سر را تا دندان دو نيم كرد. با كشته شدن مرحب در دل يهوديان وحشت ايجاد شد و بر اندام آنها لرزه افتاد و بسيارى از آنها پا به فرار گذاشتند و سپاه اسلام قدرت گرفت و اينگونه خداوند اين پيروزى تاريخى اسلام رابهدستپرتوان على (ع) محقّق ساخت كه انسان از وصف اينگونه شهامت و شجاعت، عاجز و ناتوان است و تاريخ گواهى مىدهد كه على (ع) در تمام ميدانهاى نبرد چه در زمان رسول خدا (ص) و چه در جنگهايى كه در دوران كوتاه حكومت خود