امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٩٧
كه در نهجالبلاغه از حكومت و ضرورت رهبرى سخن به ميان مىآيد، گويا در مقابل چنين جريانهايى بوده است، زيرا اگر اينگونه جريانها و گرايشها در جامعه محل بروزى پيدا كنند، سرانجام آن به هرج و مرج و ناامنى و بىنظمى مىانجامد و كاروان جامعه بشرى را از رسيدن به ساحل نجات باز مىدارد.
يكى از جريانهاى بسيار خطرناكى كه در زمان امام (ع) ضرورت حكومت و لزوم رهبرى را نفى مىكرد جريان خوارج بود كه در باطن از گرايش قدرتمدارى، قدرتگرايى و زورگويى نشأت مىگرفت. امّا در ظاهر لعابى از فلسفه و تقدس و گرايش قرآنى بر روى آن كشيده بود. على (ع) با تمام شهامت در مقابل اين انسانهاى مقدسنما ايستاد و با تفكر جاهلانه آنها با جدّيت به مبارزه پرداخت و در مقام نابودى و ريشهكن كردن چنين افكار خطرناكى برآمد و آنجا بود كه در مقابل شعارى كه آنها سر مىدادند و به نظر خودشان با استناد به آيه شريفه قرآن، به غير از حكومت خدا، هيچ حكومتى را نمىپذيرفتند و از على (ع) كه به عنوان رهبر حكومت اسلامى بود، درخواست كنارهگيرى از حكومت مىنمودند. امام (ع) با درايت كامل و انديشه عميق خود، هرگز تسليم شعار فريبنده آنها نگشته و از كيان حكومت مقدس الهى دفاع نمود.
شعار خوارج عبارت بود از: «لا حُكْمَ إِلَّا للَّه» كه از اين آيه اقتباس كرده بودند:
«... إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ.» «١» آنها با نيّت باطل و رأى نادرستى كه داشتند، اين آيه شريفه را به رأى باطل خود تفسير كردند و ضرورت حكومت و رهبرى را در جامعه كه به عنوان اجراى دستورات الهى انجام وظيفه مىكند، انكار مىكردند.
على (ع) در مقابل شعار باطل آنها، در ضرورت حكومت و رهبرى در جامعه مىفرمايد:
«كَلِمَةُ الْحَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ. نَعَمْ إِنَّهُ لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ. وَ لكِنْ هؤُلاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّه:
وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بِرّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِى إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ. وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا اْلَاجَلَ. وَ يُجْمَعُ بِهِ الْفَىْءُ، وَ يَقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ. وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ. وَ يُؤْخَذُ بِهِ