امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٨٢
گويى امام على (ع) به واقعه جانسوز كربلا و آنچه كه برسر حسين (ع) و اهل بيتش خواهد آمد، اشاره مىكند و گويى آنرا با چشمان خود مشاهده مىكند و آنچه را كه در خاطر مباركش به حق جلوهگر شده است بازگو مىكند و از چنين حادثهاى خبر مىدهد و خداوند متعال را حاكم و داور در گرفتن اين حق مىداند. آنگاه امام (ع)، بنىاميّه را با ذكر نام آنها و با صراحتِ تمام مورد خطاب قرار داده و از بين رفتن دولتشان و هلاكت آنهارا پيشگويى مىكند و همانگونه كه امام خبر داده بود، به وقوع پيوست. حكومت حدود نود سال در دست بنىاميّه بود. پس از آن به بيت هاشمى برگشت و خداوند به دست كسانى كه با آنها شديدترين دشمنى را داشتند، از آنان انتقام گرفت. عبداللَّه بن على بن عبداللَّه بن عباس با سپاهى بزرگ، براى رو در رويى و مبارزه با مروان بن محمد بن مروان كه آخرين خليفه بنىاميه بود، حركت كرد. در سرزمين موصل در منطقهاى بنام زاب «١» بهم رسيدند. مروان كه سپاه بزرگى را فرماندهى مىكرد شكست خورد. عبداللَّه بن على بر لشكر مروان غالب آمد.
شمار زيادى از ياران مروان را كشت و مروان پا به فرار گذاشت تا به شام رسيد. عبداللَّه او را تعقيب كرد. مروان از شام به سوى مصر رفت. عبداللَّه با سپاهش او را دنبال كردند و در منطقهاى از خاك مصر بنام بوصير او و تمام نزديكان و اطرافيانش را كه با او همراه بودند، كشتند. عبداللَّه در كنار نهر ابىقطرس در سرزمين فلسطين حدود هشتاد تن از مردان بنىاميه را كشته بود و برادرش داود بن على نيز در حجاز تقريباً همين تعداد را از بنىاميه به قتل رسانده بود ...» «٢»