امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٢١٢
على (ع) در نامهاى به عمر بن ابىسلمه مخزومى كه از جانب او والى بحرين بود او را براى انجام مأموريتى ديگر، بر كنار داشته و نعمان بن عجلان زرقى را بجاى او مىگمارد.
امام (ع) از عملكرد عمر بن ابىسلمه خشنود بوده و او را در كارش تشويق كرده و موجبات دلگرمى او را فراهم مىكند و مىفرمايد:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنّىِ قَدْ وَلَّيْتُ النُّعْمَانَ بْنَ عَجْلَانَ الزُّرَقِىَّ عَلَى الْبَحْرَيْنِ، وَنَزَعْتُ يَدَكَ بِلَا ذَمّ وَلَا تَثْرِيبٍعَلَيْكَ. فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَايَةَ وَ أَدَّيْتَ اْلأَمَانَةَ. فَأَقْبِلْ غَيْرَ ظَنِينٍ وَلَا مَلُومٍ وَلَا مُتَّهَمٍ وَلَا مَأْثُوم. فَقَدْ أَرَدْتُ الْمَسِيرَ إِلَى ظَلَمَةِ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ تَشْهَدَ مَعِى ...» «١»؛ اما بعد، من نعمان پسر عجلان زُرَقى را به ولايت بحرين گماشتم و تو را از آن كار برداشتم، نه نكوهشى بر توست ونه سرزنشى، حكومت را نيك انجام دادهاى و امانت را به خوبى ادا كردهاى. پس بيا كه نه گمان بدى بر توست و نه ملامتى بر تو داريم. و نه مورد اتهام هستى و نه در شمار گنهكاران قرار دارى. من مىخواهم به سر وقت ستمكاران شام بروم، و دوست دارم تو با من باشى ...
مردمدارى امام (ع) و توجه خاص او به محرومان جامعه ابعاد روحى حضرت على (ع) و مكارم والاى اخلاقيش، شكل گرفته از فرهنگ بزرگ قرآن و مكتب ممتاز رسول اكرم (ص) بود. او مصداق بارز «... أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمُاءُ بِيْنَهُمْ ...» «٢» بود. همانگونه كه شجاعت و قدرت بىنظير امام (ع) در ميدانهاى نبرد خواب از چشم دشمنان اسلام ربوده و لرزه بر اندام دلاوران آن دوران افكنده بود؛ تواضع و رأفت امام (ع)، دلسوزى و محبت او نسبت به مردم در جامعه، آرامبخش دلهاى آنان بود، همدردى و همزيستى او با بيچارگان و محرومان، غبار غم را از چهره آنان مىزدود و ياورى و پشتيبانى بىدريغش از طبقه محروم، روح پژمرده آنان را نشاطى دوباره بخشيد. امام (ع) در اين باره به مسئولان امور و ياران بزرگوارش، بسيار سفارش مىكرد. او در عهدنامه خود به مالك اشتر مىفرمايد: