امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٣٨
روزى على (ع) با يكى از كودكانى كه يك سال از او بزرگتر بود راه مىرفت، با يك لحظه غفلت كودك با سر در چاهى افتاد، على (ع) شتابان پايش را گرفت و او را نجات داد ...» «١» عربها مقابله با على (ع) در جنگها را براى خود افتخار مىدانستند و اگر از قبيله و طايفهاى، كسى بدست على (ع) كشته مىشد، افراد آن قبيله يا طايفه به كشته خود فخر مىورزيدند و براى خود شهامت مىپنداشتند. ابن ابىالحديد در مقدمه خود از شجاعت على (ع) سخن به ميان آورده است كه مىگويد:
«شجاعت على (ع) ياد تمام آنانكهپيش از او به عنوان شجاع و دلاور مطرح بودند، به فراموشى سپرد و نام آنان كه پس از او مىآيند از صفحه تاريخ محو ك امام على(ع) در نهج البلاغه ١٤٣ حماسه على(ع) در جنگ خندق ص : ١٤٣ رد. او در جنگها حماسههايى از خود آفريد كه تا روز قيامت ضربالمثل مىگردد. او دلاورى است كه از فراروى دشمن هرگز نگريخت و هيچكس با او مبارزه نكرد مگر اينكه او را از پاى در آورد و هيچ ضربهاى وارد نياورد كه به دومى نياز باشد ...
طايفهها و قبايل به كسانِ خود كه با ضربت على (ع) از پاى در آمده بودند افتخار مىكردند. خواهر عمرو بن عبدود در مصيبت برادرش چنين سرود:
لو كان قاتل عمرو غير قاتله بكيته ابدا ما دمت فى الابد لكنّ قاتله من لا نظير له و كان يدعى ابوه بيضة البلد «٢» اگر كشنده عمرو غير از على (ع) بود من تا وقتى كه در قيد حيات بودم مىگريستم، امّا قاتل او كسى است كه همتا ندارد و پدرش بيضة البلد (بزرگ شهر) ناميده مىشد.
روزى معاويه از خواب بيدار شد و عبداللَّه بن زبير را ديد كه در كنار تختش نشسته