امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٤٣
است كه از شيعيان و دوستان على (ع) نيست بلكه او را ناصبى شمردهاند. «١» معاويه از سرسختترين دشمنان حضرت على (ع) بود، او در از بين بردن على (ع) و يارانش و حكومت اسلامى، از هيچ تلاش و توطئهاى فروگذار نكرد، امّا در عين حال به علم و حكمت و عدالت و ديگر فضايل على (ع) اعتراف مىكرد. در اين باره نيز، استاد شهيد مطهرى (ره) مىگويد:
«عدى بن حاتم طائى از اصحاب بزرگوار امير المؤمنين (ع) است و در صفين در خدمت حضرت بود و سه پسرش به نام طريف و طارف و طرفه شهيد شدند، پس از شهادت اميرالمؤمنين (ع) و انتقال خلافت به معاويه، يك روز بر معاويه وارد شد. معاويه به او گفت: «يا عُدىُّ أين الطَّرفاتُ؟» يعنى كو پسرانت طريف و طارف و طرفه؟ گفت: «قتلوا يوم صفين بين يدى على بن ابىطالب»؛ در صفين در خدمت على (ع) شهيد شدند. معاويه گفت: «على با تو انصاف نداد، پسران تو را جلو فرستاد كشته شدند و پسران خودش سالم ماندند.» گفت: «بَلْ أَنا ما أَنْصَفْتُ عَلِيّاً إِذْ قُتِلَ وَبَقيتُ»؛ بلكه من با او انصاف ندادم كه او رفت و من ماندم. معاويه گفت: «صِفْ لى عَلِيّاً»؛ على را براى من توصيف كن. گفت: «كَانَ وَاللَّهِ بَعِيدَ الْمَدَى شَدِيدَ الْقُوىَ يَقُولُ عَدْلًا وَ يَحْكُمُ فَصْلًا تَتَفَجَّرُ الْحِكْمَةُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَالْعِلْمُ مِنْ نَوَاحِيهِ»؛ به منتها درجه از عزّت و كرامت بود، بسيار قوى و نيرومند بود، به عدالت مىگفت و معتقد بود، و حكمش قاطع بود، حكمت و علم از اطراف و جوانبش مثل آب كه از چشمه مىجوشد، مىجوشيد.
«همين طور به گفته خودش ادامه داد و از حالات آن حضرت گفت كه اشكهاى معاويهجارى شد و با آستينش اشكها را پاك كرد و بعد خودش گفت: «رَحِم اللَّهُ أَبا الْحَسَنِ كَانَ كَذَلِكَ»؛ خدا ابا الحسن را بيامرزد، همين طور بود كه تو گفتى بعد گفت: «فَكَيْفَ صَبْرُكَ عَنْهُ»؛ حالا تو در فراق او در چه حالى؟ گفت: «مثل كسى كه پسرش را در دامنش سر بريده باشند». «٢» «٣»