امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٣٢
بشرى مىآيد فروتر از آن است خصيصهاى را كه زاييده انديشه والاى على (ع) است، به تصوير در آورد.
چگونه قابل تصور است شجاعت كسى كه يك ضربه شمشيرش از عبادت و اعمال تمام انسانها و جنّيان برتر واقع مىشود!؟
چگونه ممكن است از شجاعت كسى سخن به ميان آيد كه درباره او نداى ملكوتى جبرئيل و فرياد رساى محمد (ص) با عبارت:
«لا سيف الا ذوالفقار ولا فتى الا علىّ» در پهنه گيتى و امتداد تاريخ تا روز قيامت طنين افكنده است! اين بشر چه مىتواند بگويد در شجاعت كسى كه خود فرمود:
«وَ اللَّهِ لَوْ تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتالىِ لَما وَ لَّيْتُ مُدْبِراً» «١»؛ سوگند به خدا اگر تمام عربها براى جنگ با من به پشتيبان همديگر برخيزند و در مقابلم بايستند، هرگز به آنها پشت نخواهم كرد! چگونه ممكن است به مفهوم واقعى شجاعت كسى رسيد كه از فراق يار در آتش عشق او مىسوخت و لحظه وصال يار برايش شيرينترين لحظههاى حيات بود و با نداى «فُزْتُ وَرَبِّ الْكَعْبَةِ» قرين گشت.
و چگونه است شجاعت كسى كه تاريخ با تمام صداقت و راستىاش گواهى مىدهد كه:
- هرگز عجز و ناتوانى او را در برابر دشمنان نديد.
- از هيچ كس نترسيد و هرگز از نبرد با كسى فرار نكرد.
- هيچ ضربهاى بر دشمن وارد نساخت كه به دومى احتياج باشد.
- زره او هرگز پشت نداشت.
- با هيچ احدى مبارزه نكرد مگر اينكه او را از پاى در آورد يا اسيرش نمود و يا پس از پيروزى از او درگذشت ...!