امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٣٦
عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَنِ الْأَعْداءِ ناكِلِينَ وَ بِالسَّيْفِ مُخَوَّفِينَ* لَبِّثْ قَليِلًا يَلْحَقِ الْهَيْجَا حَمَلُ* فَسَيَطلُيُكَ مَنْ تَطْلُبُ وَ يَقْرُبُ مِنْكَ ما تَسْتَبْعِدُ ...» «١»؛ و گفتى كه من و يارانم را پاسخى جز شمشير نيست. تو بعد از گريستن، حرف خندهدارى زدهاى. كى پسران عبدالمطلب را ديدهاى كه از مقابل دشمنان پس روند و از شمشير ترسانده شوند!* لختى درنگ كن حَمَل به جنگ مىپيوندند «٢» به همين زودى كسى را كه مىجويى، تو را خواهد جست و آن را كه دور مىپندارى به تو نزيك خواهد شد ...
و امام (ع) در نامهاى ديگر در تهديد معاويه كه با فرافكنى و سخنپراكنىهاى خود، با عَلَم كردن پيراهن عثمان درپى ايجاد فتنه و آشوب بود، مىفرمايد:
«... وَ عِنْدِى السَّيْفُ الَّذىِ أَعْضَضْتُهُ بِجَدّكَ وَ خالِكَ وَ أَخِيكَ فِى مَقامٍ واحِد ...» «٣»؛ ... و شمشيرى را كه با آن جد تو و دايى و برادر تو را در يك رزمگاه زدم به همراه دارم. (امام (ع) در جنگ بدر عتبه بن ربيعه، وليد بن عتبه و حنظلة بن ابىسفيان را به هلاكت رساند.)
امام (ع) سپاهيانش را فنون نظامى و درس جوانمردى مىآموخت او سپاهيان خود را در مقابله با دشمن از رموز جنگ آگاه مىساخت و حتى با دستور فرمانده لايق، عقبنشينى و هجوم مجدد براى سيطره بر دشمن را نيكو مىدانست، چرا كه عربها هرگونه فرار از مقابل دشمن را ننگ مىدانستند، اگر چه بنا به موقعيت جنگى براى مصلحت و تجديد قوى براى حملهاى جديد بوده باشد. آن حضرت در آغاز نبرد با دشمن به يارانش چنين توصيه مىفرمود:
«لَا تَشْتَدَّنَّ عَلَيْكُمْ فَرَّةٌ بَعْدَهَا كَرَّة، وَلَا جَوْلَةٌ بَعْدَهَا حَمْلَةٌ وَأَعْطُوا السُّيُوفَ حُقُوقَهَا وَ وَطِّئُوا لِلجُنوبِ مَصارِعَها وَ اذْمُرُوا أَنْفُسَكُمْ عَلىَ الطَّعْنِ الدَّعْسِىّ وَالضَّرْبِ الطَّلَحْفِىّ.
وَأًمِيتُوا الْأَصْواتَ فَانَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشْلِ.» «٤»؛