امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٩٣
«آنگاه كه وقت نماز مىرسيد، رسول خدا (ص) بطور مخفيانه و بدور از چشم عمويش ابوطالب و ديگر عموها و خويشانش به سوى درههاى اطراف مكّه راهى مىشد و على بن ابىطالب نيز او را همراهى مىكرد و هر دو با هم نماز را بجاى مىآوردند و غروب كه مىشد برمىگشتند و گاهى نيز در بين راه توقف مىكردند. روزى ابوطالب آن دو را در حال نماز مىبيند، سؤال مىكند كه اى فرزند برادرم اين چه آيينى است كه برگزيدهاى؟ گفت: دين خدا و فرشتگان خدا و رسولان خداست. دين پدرمان ابراهيم است ...
و در روايتى ديگر آمده است كه ابوطالب به فرزندش على (ع) گفت: اى پسرم اين چيست كه بر آن شدهاى؟ گفت: اى پدرم من به خدا و رسول او ايمان آوردهام، و آنچه را كه از طرف خدا آورده است تصديق نمودهام و با او نماز گذاردهام ...». «١» ايمان على (ع) در گفتار ديگران «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» «٢»؛ آنانكه در ايمان بر همه پيشى گرفتند، آنان مقربان درگه حقّند.
فصل بن روزبهان، «٣» كه از بزرگان اهل سنت است در كتاب «ابطال الباطل» آورده است:
«در روايتى كه از اهل سنت نيز نقل شده «٤» آمده است كه: «پيشتازان امتها سه كس مىباشند:
مؤمن آلفرعون، حبيب نجار و على بن ابىطالب، و بىشك على در قبول اسلام از همه پيش است و داراى فضايلى است كه بر هيچ كس پوشيده نيست».
«در برخى منابع اهل سنت «٥» آمده است:
«طلحة بن شيبه به خود باليد و گفت: من به سرپرستى كعبه سزاوارترم چون كليدش به