امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٢٦
خواسته خويش مسائل لازم را بيان مىفرمود.
ابن ابىالحديد در شرح بخشى از خطبه شقشقيه كه به شورا و هماهنگى على با (ع) قرآن و سنت مربوط مىشود، مىگويد:
«... وقتى كه سه نفر از شورا به نفع برخى ديگر كنار رفتند سه نفر باقى ماندند (على (ع)، عبدالرحمن و عثمان). عبدالرحمن به على (ع) و عثمان گفت: كدام يك از شما از خلافت كنار مىرود تا حق انتخاب يكى از دو نفر باقيمانده را دارا باشد. هر دوى آنها سكوت اختيار كردند. آنگاه عبدالرحمن گفت: من شما دو نفر را گواه مىگيرم كه خودم را از خلافت كنار مىكشم تا حق انتخاب يكى از شما دو نفر بر عهده من باشد. عبدالرحمن از على (ع) شروع كرد و به او گفت: من با تو بيعت مىكنم كه بر كتاب خدا و سنت رسول خدا و سيره دو خليفه پيشين ابوبكر و عمر باشى. امّا على (ع) فرمود: بر كتاب خدا و سنت پيامبر (ص) و اجتهاد رأى خودم. عبدالرحمن از على (ع) رو گردان شد و اين پيشنهاد را به عثمان عرض كرد.
عثمان جواب آرى داد و پذيرفت. عبدالرحمن دوباره به على (ع) رو كرد و تا سه بار اين پيشنهاد را بر على (ع) عرضه داشت امَّا على (ع) از رأى خود برنگشت و عثمان با جواب آرى از آن استقبال كرد. عبدالرحمن دست در دست عثمان گذاشت و گفت: سلام بر تو اى اميرمؤمنان ...» «١» هماهنگى على (ع) با قرآن و سنّت رسول خدا (ص) به عنوان يك اصل از بزرگترين اصول در زندگى آن حضرت بشمار مىرفت و هرگز از آن جدا نشد، اين همانندى در تمام شؤون و حالات زندگى او متبلور بود. سيد رضى رحمة اللَّه عليه در مشابهت گفتار على (ع) به رسول خدا گويد:
«... أَلْكَلَامُ الَّذِى عَلَيْهِ مَسْحَةٌ مِنَ الْعِلَمِ اْلَالَهِىّ وَ فِيهِ عَبْقَةٌ مِنَ الْكَلَامِ النَّبَوِىِّ.» «٢»؛ سخنى كه بر آن نشانى از علم الهى و در آن بويى از كلام نبوى وجود دارد.