امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٢١٦
نهايت تلاش را مىنمود. ياورى ستمديده، ظلمستيزى و عدالتگسترى را در سرلوحه كار خويش قرار مىداد و در ترسيم خطوط زندگىبشر، انديشهاى به ژرفاى درياها و به گستردگى جهان داشت.
گروهى از انسانهاى كوته فكر و دنياپرست، كه گوى سبقت را از خفاشان درگريختن از نور ربوده بودند، از پرتو نور هدايت على (ع) و حقطلبى و عدالتگسترى او در جامعه ناخشنود بوده و در پرتو سياستى كه منطبق بر قانون الهى بود، عرصه را در رسيدن به اغراض دنيوى و انگيزههاى مادى، بر خود تنگ مىديدند، و سياست شخص فاسدى چون معاويه را كه هرگز تقواى الهى نداشت و در رسيدن به مقصود خود از هرگونه ظلم و حيلهگرى فروگذار نمىكرد، بر سياست امام (ع) ترجيح مىدادند. آن حضرت در برابر اينگونه انسانهاى سبكانديش و گمراه مىفرمايد:
«وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنّىِ وَلَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَ يَفْجُرُ وَ لَوْلَا كَرَاهِيَّةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ؛ وَلَكِنْ كُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ، وَ كُلُّ فَجَرَةٍ كُفَرَةٌ. وَ لِكُلّ غَادِرٍ لَوَاءٌ يُعْرَفُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
وَ اللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَكِيدَةِ، وَلَا أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِيدَةِ.» «١»؛ به خدا سوگند معاويه از من زيركتر نيست، ليكن شيوه او حيلهگرى و گنهكارى است. و اگر خيانت و حيلهگرى ناپسند و خلاف قانون الهى نبود، من زيركترين انسانهاى روى زمين بودم. امّا هر فريبكارى تبهكار است و تبهكاران ناسپاس و كافرند. و براى هر فريبكار و پيمانشكن در روز قيامت پرچم و نشانهاى است كه به آن شناخته مىشود. و سوگند به خدا هرگز با فريب غافلگير نشوم و با سختگيرى عاجز و ناتوان نگردم.
و در برخى منابع آمده است:
«لَوْلَا التُّقَى لَكُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ.» «٢»؛ اگر تقوا نبود، من سياستمدارترين فرد عرب بودم. (البته سياستى كه برخلاف قانون الهى و براساس حيلهگرى و گناه باشد).