امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٣٧
گريزى كه از پى آن بازگشت و عقبنشينى كه درپى آن رو آورى باشد، نبايد بر شما سخت و دشوار آيد، حق شمشيرها را بجاى آوريد و پهلوهاى دشمن را به خاك رسانيد و بكوشيد تا نيزه را هرچه كارىتر فروبريد و ضرب را هرچه سختتر وارد آوريد. فريادها را در خود بميرانيد و دم فرو بنديد كه آن نگرانى و آشفتگى را بيشتر دور مىكند.
و در جاى ديگرپيش از مقابله با سپاه شام، علاوه بر اينكه لشكرِ خود را از آغاز كردن جنگ بازمىدارد، به آنها دستوراتى مىدهد كه از جوانمردى، مروّت و شجاعتِ خودش سرچشمه مىگيرد و مىفرمايد:
«... فَإِذا كانَتِ الْهَزيمةُ بِاذْنِ اللَّهِ فَلا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَلا تُصيبُوا مُعْوِرَاً، وَلا تُجْهِزُوا عَلَى جَريحٍ.
وَلا تُهَيِّجُوا النِّساءَ بِأَذىً وَ إِنْ شَتَمْنَ اعْرا ضَكُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَراءَكُمْ ...» «١»؛ اگر به خواست خدا در جنگِ با ما شكست خوردند، آن را كه پشت كرده است نكشيد و درمانده و ناتوان را آسيب نرسانيد و زخم خورده را از پا در نياوريد و زنان را با آزار و اذيت به تهييج و برانگيختن وامداريد، هرچند آبروى شما را بريزند و اميرانتان را دشنام گويند ...
شجاعت و جوانمردى على (ع) براساس شواهد تاريخى وگفتار ديگران شجاعت و قدرت بدنى على (ع)، آنگونه كه تاريخ گواهى مىدهد، از همان دوران طفوليت، منحصر به فرد و ممتاز بوده است. محمد جواد مغيبه در كتاب «فضائل الامام على (ع)» آورده است:
«از آنچه كه در مورد شجاعت او رسيده است اين است كه او كودكى بيش نبود و مادرش فاطمه بنت اسد هرگاه او را با قنداق مىبست، او پاره مىكرد. مادرش دو قنداق را با هم مىبست على (ع) آن را پاره مى كرد و حتى سه قنداق را از پوست و حرير مىبست امّا على (ع) آنرا مىگشود. سرانجام مادرش مجبور مىشد او را بدون قنداق رها كند. پدرش ابوطالب تمام فرزندان خود و فرزندان برادرانش را جمع مىكرد و آنها را به كشتى وامىداشت، على (ع) آستينها را بالا زده و با كوچك و بزرگِ آنها كشتى مىگرفت و همه را به زمين مىزد. و