امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٨٧
و برق آن شدهاند، بيان مىنمايد و ساده زيستى و زهد و قناعت آن پيشوايان الهى را گوشزد كرده و در انتخاب شيوه زندگى، خود را پيرو آنان مىداند و آنها را- بويژه پيامبر اكرم (ص)- الگوى خود قرار مىدهد و آنگاه مىفرمايد:
«... وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقعْتُ مِدْرَعَتِى هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْيَيْتُ مِنْ راقِعِهَا. وَلَقَدْ قَالَ لِى قَائِلٌ أَلَا تَنْبِذُهَا؟ فَقُلْتُ اغْرُبْ عَنِىّ فَعِنْدَ الصَّبَاحِ يَحْمَدُ الْقَومُ السُّرىَ.» «١»؛ به خدا كه اين جامه پشمين خود را چندان پينه كردم كه از پينه كننده شرمسارى بردم. يكى به من گفت: «آن را دور نمىافكنى؟» گفتم: از من دور شو كه مردم شبروان را در بامدادان مىستايند.
محمد جواد مغنيه مىگويد:
«لباس على (ع) را سه تكه تشكيل مىداد: پيراهنى كه تا روى پا بود، ازارى كه تا نيمه ساق آن حضرت مىرسيد و جامهاى پشمين (مدرعة) كه بهاى تمام اين لباس به يك دينار مىرسيد.» «٢» امامى كه دنيا در دست اوست، از دنيا به مقدارى كفايت مىكند كه همگان را به شگفتى وامىدارد تا آنجا كه عدهاى مىگويند: اللَّه اكبر! على (ع) خليفه مسلمانان در عراق و فارس و حجاز و يمن و مصر كه سرزمين نعمتهاست اينگونه زندگى مىكند! شمشيرش را براى تهيه پيراهنى كه قيمتش بيش از دو درهم نيست به فروش مىگذارد! آرى اگر على (ع) به دو قرص نان و دو پيراهن كهنه قناعت مىكند امّا هرگز به فضايل و كرامات اندك قانع نيست. على (ع) با كمترين بهره از اين دنيا، بيشترين فضايل و معنويتها را به دست مىآورد كه نويسندگان و مورخان از ذكر حتى قسمتى از فضايل و كمالات او اطهارناتوانى مىكنند. و على (ع) با همين پيراهن كهنه و دو گِرده نانش وصىّ بر حق رسول خدا شد و در تمام علوم و فضايل آن حضرت شريك گشت و به آنجا رسيد كه لقب «قسيم الجنة و النار» را گرفت، چرا كه دوستداران على (ع) در بهشت و دشمنان او در آتشند.