امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٧٠
«أيُّهَا النَّاسُ، الزَّهادَةُ امام على(ع) در نهج البلاغه ١٧٤ زهد على(ع) براى همدردى با بيچارگان ص : ١٧٤ قِصَرُ الْأَمَلِ، وَ الشُّكْرُ عِنْدَ النِّعَمِ، وَ الْوَرَعُ عِنْد الَمحَارِمِ ...» «١»؛ اى مردم! پارسايى، دل كندن از دنيا و آرزو كم كردن و شكر نعمت به جاى آوردن و از حرامها دورى گزيدن است.
و امام (ع) در يكى از حكمتهاى خود با استناد به آيه شريفه قرآن، تعريف بسيار زيبا و جامعى از زهد دارد كهمىفرمايد:
« [و قال (ع):] أَالزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْانِ قالَ اللَّهُ سُبْحانَهُ «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما اتاكُمْ» وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْماضِى وَلَمْ يَفْرَحْ بِاْلاتِى فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ.» «٢»؛ همه زهد در دو كلمه از قرآن فراهم است: خداىمتعال مىفرمايد «تا بر آنچه از دستتان رفته است دريغ مخوريد، و بدانچه به شما رسيده است شادمان مباشيد.» «٣» و آن كه بر گذشته دريغ نخورد و به آينده شادمان نباشد از دو سوىِ زهد گرفته است.
حضرت على (ع) زندگى انسانهاى زاهد را چنين وصف مىكند:
«كانُوا قَوْماً مِنْ أَهْلِ الدُّنْيا وَ لَيْسُوا مِنْ أَهْلِها فَكانُوا فيهَا كَمَنْ لَيْسَ مِنْهَا. عَمِلُوا فِيهَا بِمَا يُبْصِرُونَ، وَبادَرُوا فِيهَا ما يَحْذَرُونَ. تَقَلَّبُ أَبْدانُهُمْ بَيْنَ ظَهْرانَىْ أَهْلِ اْلاخِرَةِ يَرَوْنَ اهْلَ الدُّنْيا يُعْظِمُونَ مَوْتَ أَجْسادِهِمْ وَهُمْ أَشَدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوب أَحْيائِهِمْ.» «٤»؛ (زاهدان) گروهى هستند كه (در ظاهر) از اهل دنيا و (در باطن) اهل آن نيستند. پس در دنيا مانند كسانىاند كه اهل آن نباشد. (زيرا دل بر آن نبسته و آن را سراى فانى پنداشتهاند.) عمل آنها در آن به چيزى است كه (بعد از مرگ) مىبينند، و به دفع عذاب كه از آن مىترسند مىشتابند.
بدنهايشان بين اهل آخرت در گردش است (سروكارشان با آنهاست). اهل دنيا را مىبيند كه به مرگِ جسدشان اهمّيت مىدهند و ايشان به مرگ دلهاى زنده خود بيشتر اهميت مىدهند.