امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٧٥
گرفت، عبداللَّه بن سبا بود «١»، او در حالى كه امام خطبه مىخواند به سويش برخاست و گفت: انت، انت ...!، امام فرمود: «ويلك مَنْ انا». عبداللَّه گفت: انت اللَّه. امام او را دستگير كرد و گروههاى ديگرى كه امام را خدا مىدانستند همه را دستگير كرد. از آنها خواست توبه كنند و در حضور آنها سر به سجده گذاشت و خداوند يگانه را به عظمت ياد كرد.
براى آنها برهان و دليل برپا داشت، آنها را تهديد به مرگ كرد امّا برنگشتند. گودالى را كَند و آنها را در گودال انداخت، ابتدا بر آنها دودى راه انداخت كه شايد در اثر ترس از مرگ توبه كنند، امّا چنين نكردند و امام سرانجام مجبور شد آنها را در آتش بسوزاند. «٢» گروهى در دش امام على(ع) در نهج البلاغه ٨٠ خبر از عبدالملك بن مروان و حوادث تلخ كوفه ص : ٧٩ منى با على (ع) راه افراط را پيش گرفتند و آنچه را كه امام از آينده خبر مىداد انكار مىكردند و فضايل او را ناديده گرفته و آنچه از قول پيامبر خدا (ص) بيان مىفرمود، دروغ مىانگاشتند و دست از لجاجت و دشمنى با على (ع) برنمىداشتند، او را از دين خدا و رسول خدا (ص) خارج مىدانستند. حضرت براى آنها اقامه برهان مىنمود، نصيحت مىكرد و مىگفت:
«... اتَراني أَكْذِبُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللَّه عليه و اله و سلّم وَ اللَّهِ لأَنَا أوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ فَلَا أَكُونُ أَوّل مَنْ كَذَب عَلَيْهِ ...» «٣»؛ ... آيا پنداريد كه من بر رسول خدا كه درود و سلام خدا بر او باد! دروغ مىبندم؟! به خدا (سوگند) من نخستين كسى بودم كه (پيامبرى) او را پذيرفتم و نخستين كسى نخواهم بود كه بر او دروغ ببندم ...
آنها بر دشمنى خود با على (ع) اصرار مىكردند و نصيحت و برهان بر آنها تأثير نداشت. و على (ع) را مجبور كردند كه شمشير عدالت از نيام بركشد و آنها را به هلاكت