امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٧١
«... منظور امام (ع) از عبارت «كَلَعْقةِالكلب انْفَهُ» كوتاهى زمان است و مدت خلافت مروان نُه ماه بود و چهار فرزند او پشت سر هم به خلافت رسيدند كه به خلافت رسيدن چهار برادر در پى هم نه در دوران خلافت بنىاميه سابقه داشته است و نه خلافت ديگران.
آنان فرزندان عبدالملك بن مروان يعنى: وليد، سليمان، يزيد و هشام بودهاند كه همه مردم براين تفسير اتفاق نظر دارند. امّا به عقيده من بايد فرزندان مروان و از صلب خودش باشند نه فرزندان پسرش، كه عبارتند از: عبدالملك و عبدالعزيز و بشر و محمّد كه انسانهاى قوى و شجاعى بودند. عبدالملك خلافت مركزى را به عهده گرفت، بشر والى عراق شد و محمّد و عبدالعزيز واليان جزيره و مصر گرديدند، و هركدام از آنان آثارى از خود به جاى گذاشتند و اين تفسير بهتر است زيرا (طبق تفسير اوّل) وليد و برادرانش فرزندان پسر مروان بودند و (طبق تفسير دوم) اين چهار نفر فرزندان خودِ مروان بودند. آنچه را كه اميرالمؤمنين (ع) در اين كلام پيشگويى كرده بود، همانگونه به وقوع پيوست ...» «١» فيضالاسلام در شرح اين كلام، مدت امارت و حكومت مروان را چهار ماه و ده روز مىداند. «٢» به قدرت رسيدن بنىاميه، فتنهها و سرانجام آنها امام على (ع) در فرازى از بيانات خود از روى كار آمدن بنىاميّه و سرعت انقراض دولت آنان خبر مىدهد و مىفرمايد:
«حَتَّى يَظُنُّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْيَا مَعْقُولَةٌ عَلَى بَنىِأُمَيَّةَ، تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَهَا، وَلَا يُرْفَعُ عَن هذِهِ اْلأُمَّةِ سَوْطُهَا وَلَا سَيْفُهَا، وَ كَذَبَ الظَّانُّ لِذَلِكَ. بَلْ هِىَ مَجَّةٌ مِنْ لَذِيذِ الْعَيْشِ يَتَطَعَّمُونَهَا بُرْهَةً، ثُم يَلْفِظُونَهَا جُمْلَةً!» «٣»؛ (تسلّط و چيرگى بنىاميه بر مردم آن چنان فراگير است) تا اينكه گمان كننده (دنياپرست و ظاهربين) گمان مىكند كه دنيا همانند شتر زانو بسته در اختيار بنىاميّه است كه شيرش را