امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ٦١
حقيقت علم على (ع) همچون معمايى حل نشدنى باقى است و آنچه تاكنون گفته شده است و گفته خواهد شد، نمّى از يمّ بيش نخواهد بود.
على را قدر، پيغمبر شناسد كه هركس خويش را بهتر شناسد پيامبر (ص) على (ع) را از خويش مىداند، او را نفس خويش مىنامد و درباره عظمت علم و دانش بيكران او مىفرمايد:
«أَنَا خَزَانَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ مِفْتَاحُهُ، فَمَنْ أَرَادَ الْخَزَانَةَ فَلْيَأْتِ الْمِفْتَاحَ» «١»؛ من گنجينه دانش و على كليد آن است، پس هركس دستيابى به گنجينه را مىخواهد، بايد كليد آن را دريابد.
ابن عباس از رسول خدا (ص) نقل مىكند:
«أَنَا دَارُالْحِكْمَةِ وَ عَلِىٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ» «٢»؛ من خانه حكمتم و على درِ آناست. پس هركس كه مىخواهد به (خانه) حكمت در آيد، بايد از در آن وارد شود.
«أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَقْتِبَسْهُ مِنْ عَلِىٍّ» «٣» «٤»؛ من شهر دانشم و على دروازهآن، هركس بخواهددانش بجويد، بايد از على (ع) فرا گيرد.