امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٨١
پسنديدهترين شيوه از آنها پرهيز كرده تا بهآن مبتلا نگردند و در پرهيز دادن انسان از آنها، بىوقفه تلاش و فداكاى نمودهاند. البته با توجه به موقعيتى كه امّت اسلام پس از رحلت جانسوز رسول خدا (ص) پيدا كرد و در اثر فتوحات گسترده، غنايم و مال و ثروت فراوانى به جهان اسلام سرازير شد و مديريت نادرست جامعه و تقسيمات غيرعادلانه اين ثروت هنگفت، در بين امّت اسلام، در تقويت حرص و دنياپرستى و مالدوستى تأثير بسزايى داشت. شايد بعضى از سخنان حضرت على (ع) متوجه انسانهاى آن عصر باشد. امّا بسيارى از كلمات او جنبه عمومى داشته و براى هدايت بشريت در تمام عصرها مىباشد.
بىاعتنايى امام على (ع) نسبت به دنيا على (ع) در سايه زهد و بىاعتنايى به دنيا، قلبى مالامال از عشق به خدا داشت. او طفل جان را از پستان طبيعت گرفته بود و سرزمين دل را براى رشد و نمو احساسات پاك و انديشههاى تابناك و عواطف ملكوتى مهيا ساخته بود و در دامن پر از مهر نبوّت پرورش يافته و از مكتب والاى رسول اكرم (ص) درس آموخته بود. آن امام همامپيش از آنكه بر دوش مبارك رسول خدا (ص) بالا رود و بتهاى كعبه را فروريزد، با الهام گرفتن از مكتب نبى اكرم (ص) در يك سير صعودى، كعبه دل را از تمام بتها زدوده بود و مسير كمالات معنوى را درنورديده بود.
در خانه دل على (ع) جز عشق به حق تعالى و آنچه كه مورد رضاى اوست، عشق ديگرى نبوده و در نظر آن حضرت جلوه و جلال هر چيز و هركس به غير از خدا ناپايدار بود و رضاى معبود براى او از همه چيز و همه كس بيشتر ارزش داشت. اگر تمام دنيا و آسمانها و هر آنچهكه از نعمت و لذت و ثروت و خوشى درآنهاست به او بدهند تاگامى برخلاف رضاى معشوق بردارد، هرگز نپذيرد كه خود آن حضرت در بيانى بسيار شيوا و شگفتانگيز كه دنيايى را به حيرت واداشته است مىفرمايد:
«... وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ اْلأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ افْلَاكِهَا عَلَى انْ أَعْصِىَ اللَّهَ فِى نَمْلَةٍ أَسْبُلُهَا