امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٦٤
يكى از موقعيتهاى حساس و شرايطبسيار طاقتفرساى حضرت على (ع)، سكوت شكوهمندى است كه در برابر دشمن به خاطر اهانت به ساحت مقدس حضرتزهراء (س)، اختيار نمود و در اين باره بهتر است سخن استاد شهيد مطهرى را يادآور شويم:
سكوت و مدارا در برخى شرايط بيش از قيامهاى خونين نيرو و قدرت تملك نفس مىخواهد.
مردى را در نظر بگيريد كه مجسمه شجاعت و شهامت و غيرت است، هرگز به دشمن پشت نكرده و پشت دلاوران از بيمش مىلرزد، اوضاع و احوالى پيش مىآيد كه مردمى سياست پيشه از موقع حساس استفاده مىكنند و كار را بر او تنگ مىگيرند تا آنجا كه همسر بسيار عزيزش مورد اهانت قرار مىگيرد و او خشمگين وارد خانه مىشود و با جملههايى كه كوه را از جا مىكند شوهر غيور خود را مورد عتاب قرار مىدهد و مىگويد:
پسر ابوطالب چرا به گوشه خانه خزيدهاى؟ تو همانى كه شجاعان از بيم تو خواب نداشتند، اكنون در برابر مردمى ضعيف، سستى نشان مىدهى. ايكاش مرده بودم و چنين روزى را نمىديدم.» ابن ابىالحديد در ذيل خطبه ٢١٥ اين داستان معروف را نقل مىكند:
روزى فاطمه سلام اللَّه عليها، على (ع) را دعوت به قيام مىكرد، در همين حال فرياد مؤذن بلند شد كه: «اشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»، على (ع) به زهرا فرمود: آيا دوست دارى اين فرياد خاموش شود؟ فرمود: نه؛ فرمود: سخن من جز اين نيست.» «١» يكى ديگر از صحنههاى بسيار شگفتانگيز شجاعتهاى على (ع)، خوابيدن آن حضرت در بستر رسول خدا (ص) بود كه به «ليلة المبيت» شهرت يافت. و آن شبى بود كه دشمنان رسول خدا (ص) با تمام اراده از چند طايفه گرد هم آمدند و خود را به سلاح و شمشيرهاى كُشنده مجهز نمودند و با يكديگر هم پيمان شدند كه در كشتن محمد (ص) دست از يارى همديگر بر ندارند و با چنين نيّت شومى، به سوى خانه رسول خدا (ص)