امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٤٢
ار اهنآ) ع (ىلع. دندوب رفن هُن نيكرشم نارادمچرپ هك تسا هدمآ ديفم داشرا رد و «١»». تشاذگ رارف هب اپ و دروخ تسكش اهنآ هاپس و تشك.
سپاه دشمن در اثر ضربات كشنده على (ع) و حمزة بن عبدالمطلب از صحنه نبرد گريختند و به پشت سر خود نگاه نكردند. امّا اكثر تيراندازانى كه به امر رسول خدا (ص) و به فرماندهى عبداللَّه بن جبير در دهانه درّه گمارده شده بودند، پُست خود را رها كرده و در پى جمعآورى غنايم جنگى شتافتند. دشمن فرصت را غنيمت شمرد، لشكرِ تارومار شدهاش را جمع كرد و از آن ناحيه دور زد و سپاه اسلام را مانند نگين انگشترى در حصار خود قرار داد. چون مسلمانان عرصه را بر خود تنگ ديدند از اطراف پيامبر (ص) پراكنده شده و پا به فرار گذاشتند بجز شمار اندكى كه در رأس آنها على (ع) و ابودجانه و سهل بن حنيف به چشم مىخوردند. طبرى گويد عمر و عثمان از جمله فراريان بودند.
پيامبر خدا (ص) با سپاه دشمن به نبردى سخت دست يازيد، تيرها پرتاب مىكرد و ضربات شمشير بر پيكر مشركين فرود مىآورد. سپاه مشركين دور تا دور حضرت را گرفتند و از هر راهى در كشتن او تلاش مىكردند. در اثر پرتاب سنگ بينى و دندان مباركش شكست، لب و پيشانى مباركش آسيب ديد و خون از صورتش روان شد و در اثر اين جراحات و خونريزى شديد، بيهوش شد. وقتى كه چشمانش را گشود به على (ع) كه در كنارش ايستاده بود و لحظهاى از او جدا نمىشد، نظر افكند و فرمود: اى على مردم چه كردند؟ على (ع) فرمود: به عهد خود وفا نكرده و به ما پشت كردند. پيامبر (ص) به او گفت: اين كسانى كه قصد جان مرا دارند از من دور كن. على (ع) بر آنها حمله كرد و از پيرامون رسول خدا (ص) دور ساخت، امّا از سوى ديگر برگشتند. پيامبر (ص) به على (ع) فرمود: آنها را از من دور كن. على (ع) بر آنها هجوم برد و آنها را از رسول خدا (ص) دفع كرد و به همين شيوه، هر بار كه سپاه دشمن به رسول خدا (ص) حملهور مىشدند، على (ع) همانند عقابى تيز پرواز، بر آنها مىتاخت و جمعشان را پراكنده مىنمود و آنها را از دور وجود مبارك آن حضرت دفع مىكرد و از همين جا بود كه امام (ع) به «كاشف الكربات عن وجه الرسول» شناخته شد. چون كه پيامبر خدا (ص) على را در آن