امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٤٠
كه به عبداللَّه بن زبير و مروان حكم و سعيد بن العاص كه از مخالفان سرسخت او و در پى فرصت مناسب براى از بين بردنش بودند، دست يافت، از آنان درگذشت و به آنها نيكى نمود! و پيروان خود را دستور داد تا از تعقيب و آزار آنها خوددارى كنند! يكى از موارد جوانمردى ومروّت على (ع)، هنگامى بود كه به عمر بن العاص كه در خطر و ايجاد مزاحمت بر او دست كمى از معاويه نداشت، دست يافت. عمرو چون ذوالفقار- شمشير على- را برسر خود آخته ديد، دست به نيرنگى زد و با روشى خاص از مرگ حتمى نجات يافت. «١» على (ع) از كشتنش درگذشت و او را رها ساخت ...
در جنگ صفين، معاويه و ياران او درصدد برآمدند تا على (ع) را بر اثر تشنگى از پاى درآورند، براين تعهد مشربه و ساحل رودخانه را به تصرف در آوردند و آن را زير نظر گرفتند و شعار مىدادند كه: يك قطره آب نيست، تا از تشنگى بميرى! ولى كار او با معاويه به كجا انجاميد؟ آن مبارز بزرگ به آنان حمله برد و سرانجام رودخانه را به تصرف در آورد. ولى به سپاه دشمن اجازه داد همچنان كه خود و يارانش از آب آن بهره مىبرند، آنها نيز از آب آن استفاده كنند. اگر امام آب را بر آنها مىبست هر آيينه از ترس مرگ بر اثر تشنگى تسليم مىشدند و بر آنها پيروز مىشد ...
پس از پيروزى در جنگ جمل به بهترين وصف او [عايشه] را وداع گفت و چند ميل راه پياده او را مشايعت كرد و در حقش سفارش نمود و عدهاى را مأمور خدمت و نگهبانى از او كرد تا با عزت و احترام وارد مدينه گرديد ...
اين صفات بزرگ، يكى به وجود ديگرى در يك سلسله بىانتها، دليل و گواه يكديگرند. سرآمد حلقههاى اين سلسله، صدق و اخلاص است ...» «٢» محمد جواد مغنيه از شيخ مفيد نقل مىكند كه ٣٥ نفر از مشركين در جنگ بدر بدست پر توان على (ع) از پاى در آمدند و اين تعداد به غير از كشتههايى است كه على (ع) نيز در