امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٠٤
خوف آن حضرت از اين است كه حكومت و اداره امور اين امّت بدست انسانهاى نااهل كه از سابقه خوبى برخوردار نبودهاند، بيفتد؛ آنگاه هرچه مىخواهند با ملّت بكنند وهر طور مىخواهند اموال مسلمانان و بيتالمال را به مصرف برسانند. وگرنه، امامى كه مشتاق ديدار خداست و عشق او به شهادت از علاقه كودك به پستان مادر بيشتر است، غيرممكن است كه از دشمن به خاطر مرگ و شهادت بهراسد.
او در فرازى از سخنان حياتبخش و راهگشاى خود با قاطعيت تمام مىفرمايد:
«إِنّىِ وَ اللَّهِ لَوْ لَقِيتُهُمْ وَاحِداً وَ هُمْ طِلَاعُ اْلأَرْضِ كُلِّهَا مَا بَالَيْتُ وَلَا اسْتَوْحَشْتُ، وَ إِنّىِ مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِى هُمْ فِيهِ، وَ الْهُدَى الَّذِى أَنَا عَلَيْهِ، لَعَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ نَفْسِى وَ يَقِينٍ مِنْ رَبّى» «١»؛ به خدا سوگند اگر يك تنه با سپاه دشمن روبرو مىشدم و انبوه آنها همه روى زمين را پر مىكردند، نه باك داشته و نه احساس وحشت مىكردم، چرا كه من به گمراهى آنان ورستگارى خود، از جانب خويش بصيرت و بينايى و از جانب پروردگارم يقين و باور واقعى دارم.
على (ع) در خلوتهاى راز و نياز با خدا عبادت و ستايش خداوند يكتا، يكى از اصولى است كه تمام رسولان و پيامبران الهى آن را در سرلوحه كار خود قرار دادهاند و راه رسيدن به عزت و كمالات انسانى را با شعار «قولوا لا اله الّا اللَّه تفلحوا» ترسيم كردهاند. عبادت و پرستش خداى يگانه را آداب و رسومى است و داراى يك سلسله حركات و اعمال جسمانى و گفتار زبانى است كه پيكره عبادت را تشكيل مىدهد. امّا عبادت روح و معنايى دارد كه در پيكره آن بايد باشد. عبادت بىروح همانند پيكر بىجان، تحرك و پويايى ندارد؛ انسان را به عزت و كمال نمىرساند. عبادتى كه انسان را از اين دنياى سه بُعدى به دنياى ديگرى كه در آن واردات قلبى و لذّتهاى خاص به خود وجود دارد انتقال مىدهد، آن عبادتى است كه همراه با روح و معنا باشد نه فقط حركات و ذكر و اعمال جسمانى.
هر كسى كه به نماز و عبادت خدا مشغول مىشود، گويا خود را در محضر خدا